مهدیه آمل

مهدیه شهرستان آمل درسال 1354 تاسیس وشروع به کار کرده است

بانک رسانه مهدیه آمل

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

حسینیه

معرفی کتاب مهدوی

پیوندهای تصویری

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

پيوندها

شهدای شاخص

سایت علما و مراجع

۵۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی به سبک شهدا» ثبت شده است

۰

مراسم هفتمین سالگردمدافع حرم شهیدروح الله صحرایی/همزمان با روز شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

 بخش خبری مهدیه آمل زندگی به سبک شهدا مدافعان حرم روابط عمومی مهدیه آمل

مراسم هفتمین سالگردمدافع حرم شهیدروح الله صحرایی/همزمان با روز شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

مراسم هفتمین سالگردپاسدار مدافع حرم شهیدروح الله صحرایی/همزمان با روز شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

۰

شهیدمحمد احمدی راد

 شهدای مهدیه آمل زندگی به سبک شهدا شهدا

شهیدمحمد احمدی راد

شهیدمحمد احمدی راد

هو الشهید زندگی نامه شهید دانش آموز محمد احمدی راد، محمددر 30 شهریور ماه سال 1348 میان خانواده ای با ایمان و متدین در شهرستان آمل استان مازندران دیده به جهان گشود و در دامن پر مهر و محبت مادر و پدرش  پرورش یافت. دوران تحصیلی را تا مقطع متوسطه رشته تجربی در مدارس آمل با موفقیت و جدیت پشت سر گذاشت و یکی از دانش آموزان خوب در تحصیل و اخلاق بود، شهید بزرگوار در فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و انقلابی آن دوران و برگزاری مراسمات مذهبی مدرسه و محل سکونت، نقش موثر و حضور پررنگی داشت. شهید محمد احمدی راد در عضویت بسیج لشکر 25 کربلا به اسلام خدمت می کرد که در جبهة غرب و جنوب شرکت داشت و سرانجام در تاریخ 1364/12/22 منطقه فاو در اثر جراحات وارده به بدن شهد شیرین شهادت را نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک شهید بزرگوار پس از 11سال تفحص شد و بعد از تشییع در گلزار شهدای شهرستان شهید پرور آمل مدفون گردید و تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

*توصیه نامه شهید محمد احمدی راد* 

بسم الله الرحمن الرحیم  به شما توصیه می‌کنم که پیرو راه سیدالشهدا و امام باشید. اخلاق اسلامی داشته باشید و با مردم مدارا کنید. در انجام کارهای خود همیشه رضای خداوند را در نظر داشته باشید و ریا کاری نکنید، چرا که مخلصانه کار کردن رهایی از بند شیطان است. عزیزان! شما را به انجام واجبات وترک محرمات، به خصوص به جا آوردن نماز اول وقت و پرداخت خمس سفارش می‌کنم. در زندگی به خداوند و ائمه اطهار متوسل شوید تا گمراه نگردید. به خواهرانم توصیه می‌کنم که حجاب اسلامی خود را رعایت کنند. از اینکه پدران و مادران فرزندان خود را هنگام عزیمت به جبهه بدرقه می‌کنند و مادران با پاشیدن گلاب به چهرة عزیزان خود آنها را می‌بوسند و جدائی آن‌ها را به آسانی تحمل می‌کنند، معلوم می‌شود که اسلام و انقلاب و امام که رهبر امت اسلام و جانشین امام زمان(عج) است از همه در پیش آنها عزیزتر است و مردم ما وقتی که اسلام را در خطر دیدند نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند.

ویژگی های بارز شهید:

پدر شهید: ایشان در خانواده‌ای پاک و مومن بزرگ شدند. ایشان همیشه در سالن می‌خوابید شوفاژ را روشن می‌کردم تا گرم باشد اما بعد می‌دیدم که خاموش است، چند بار همین جوری شد تا اینکه متوجه شدم کار شهید است او این کار را می‌کرد تا اتاق سرد شود و بتواند برای نافلة شب بیدار شود. 

خاطره پدر:

پسرم! من افتخار می کنم که فرزندم گوش به فرمان رهبرش برای دفاع از دین و میهنمان به میدان رفته است، اما فکر نمی کنی که آموزش نظامی شما کافی نیست؟اگر یک سال آموزش ببینید، با توانمندی بیشتری با دشمن مواجه خواهید شد و در آن صورت موفق تر عمل خواهید کرد.


محمد لبخندی زد و گفت:<<پدر جان! اگر همه این گونه حساب گر باشند، جبهه خالی می ماند. آن چه در دفاع از کشور کارایی دارد، تنها آموزش نظامی نیست، کارگشاترین و مهم ترین چیز، عشق است. باید عاشق وطن باشی تا بتوانی با همه ی وجود از آن دفاع کنی و این عشق، در من هست. درست است که توانایی نظامی من، در حد بالایی نیست اما عشق به میهن، آن کمبود را جبران خواهد کرد.>>

«جواب او به عنوان یک پسر 16 ساله برای ما بسیار جای تعجب داشت. مادر شهید: ایشان زمانی که داشتند می‌رفتند ما اصلاً اطلاع نداشتیم تا این که بعد از چند روز نامه‌ای به دست ما رسید که ایشان بودند و گفتند من در اروند هستم و از حال او با خبر شدیم.

۰

شهید فهمیده، رهبر ۱۳ ساله

 بخش خبری مهدیه آمل زندگی به سبک شهدا

شهید فهمیده، رهبر ۱۳ ساله

شهید فهمیده، رهبر ۱۳ ساله

محمد حسین فهمیده، فرزند محمد تقی در سال 1346 در خانواده‌ای مذهبی در محله پامنار شهر قم چشم به جهان گشود. وی دوران کودکی را همراه سایر فرزندان خانواده و درکنار برادرش داوود که وی نیز سه سال بعد از شهادت محمد حسین، شهید شد، با صفا و صمیمیت و در زیر سایه محبت و توجه پدر و مادری مهربان، سپری کرد. محمد حسین در سال 1352، به مدرسه رفت و کلاس اول تا چهارم ابتدایی را با یک معلم روحانی طی کرد. سال پنجم ابتدایی و اول و دوم راهنمایی را به دلیل انتقال خانواده اش به کرج در دو مدرسه در این شهر گذراند. در همین دوران بود که به واسطه حوادث انقلاب، روح وی نیز، مانند میلیون‌ها جوان و نوجوان دیگر کشور، دچار تحولات عظیمی گردید. وی شیفته و عاشق امام (ره) بود و با تمام وجود سعی در اجرای فرامین امام داشت. او می‌گفت: امام هر چه اراده کند، همان را انجام خواهم داد و من تسلیم او هستم. فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان اتفاق افتاد. خود را به کردستان رساند، ولی به دلیل کمی سن، برادران کمیته او را باز می‌گردانند و درصدد برمی آیند که در حضور مادرش از او تعهد بگیرند که دیگر از شهرستان کرج خارج نشود.ولی او رضایت نمی دهد و خطاب به آنان می‌گوید که خودتان را زحمت ندهید. اگر امام بگوید، به هر کجا که باشد، آماده رفتن هستم. در همان روزهای نخست جنگ تحمیلی، محمد حسین تصمیم می‌گیرد که به جبهه برود و با متجاوزان بعثی بجنگد.


زمزمه رفتن را در خانواده و بین دوستانش می‌افکند. در یکی از بیمارستان های کرج خود را به یکی از دوستانش که بستری بود، می‌رساند و با او خداحافظی می کند و از جبهه و جنگ برای او می گوید و تکلیف الهی خود را گوشزد می کند. یک روزکه به بهانه خرید نان از منزل خارج شده بود، مبلغ 50 تومان را به دوستش می‌دهد و از او می‌خواهد که نان را بخرد و به منزل آن ها ببرد و تصمیم خود را برای رفتن به خوزستان به او می‌گوید و از وی می‌خواهد که تا سه روز به خانواده‌اش خبر ندهد تا مانع رفتن او نشوند و سپس آن‌ها را مطلع کند. در تهران یکی از پاسداران کمیته متوجه تصمیم او شده و با وی صحبت و سعی می‌کند او را از تصمیم خویش منصرف نماید، اما موفق نمی شود.

شهید فهمیده که در عزم خود راسخ بود، خود را به شهرهای جنوب کشور می رساند و هرچه تلاش می کند که همراه گروه یا دسته ای که عازم خطوط مقدم جبهه هستند، برود ، موفق نمی شود. تا با گروهی از دانشجویان انقلابی دانشکده افسری برخورد کرده و به نزد فرمانده آنان می رود واز او می خواهد که وی را با خود ببرند. فرمانده امتناع می کند، اما شهید فهمیده ، آن قدر اصرار می کند تا فرمانده را متقاعد می کند که برای یک هفته اورا همراه خود به خرمشهر ببرد. دراین مدت کوتاه هر کاری که پیش می‌آید حسین پیشقدم شده و استعداد و قابلیت خود را درهمه کارها نشان می دهد. در همین مدت کوتاه حضور در خرمشهر با دوستش به نام محمد رضا شمس، مجروح می شوند و آن دو را به بیمارستان منتقل می‌کنند و علی رغم مخالفت فرمانده آن گروه و با حالت مجروحیت، دوباره به خطوط مقدم در خرمشهر برمی‌گردد.


در حین برخورد با فرمانده و پس از ممانعت وی از حضور درخط مقدم، چشمان حسین پراز اشک شده و با ناراحتی به فرمانده می‌گوید: من به شما ثابت می‌کنم که می‌توانم به خط بروم ولیاقت آن را دارم.

او برای اثبات لیاقت خود یک بار به تنهایی به میان عراقی ها رفته و لباس و اسلحه‌ای از عراقی ها به دست می‌آورد و در هیئت یک عراقی به نیروهای خودی نزدیک می‌شود، به طوری که رزمندگان مشاهده می‌کنند که یک عراقی کوچک به طرف آنان می آید! می خواهند به او شلیک کنند، که یکی از آنان می گوید، صبرکنید با پای خودش بیاید تا اسیرش کنیم. هنگامی که نزدیک می‌شود، می‌بینند حسین است که خواسته ثابت کند که می تواند با دست خالی هم با عراقی ها بجنگد و شهامت ولیاقت حضور در خط مقدم را دارد. مسوول گروه که به توانمندی و توانایی واراده پولادین حسین برای رزم در جبهه اعتماد واطمینان پیدا می‌کند، به او اجازه ماندن درجبهه را می‌دهد. از آن پس او به اتفاق دوست شهیدش محمد رضا شمس، در یک سنگر قرار داشتند تا در هجوم عراقی ها به خرمشهر محاصره می‌شوند. محمد رضا شمس، دوست و هم سنگر حسین زخمی می‌شود و حسین با سختی و زحمت زیاد او را به پشت خط می رساند و به سنگر خود بر می‌گردد و می بیند که تانک‌های عراقی به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره آن ها هستند. حسین در حالی که تعدادی نارنجک به کمرش بسته و در د ستش گرفته بود به طرف تانک ها حرکت می کند. تیری به پای او می‌خورد و از ناحیه پا مجروح می‌شود.


اما زخم گلوله نمی تواند از اراده محکم و عزم پولادین او جلوگیری نماید. بدون هیچ دغدغه و تردیدی تصمیم خود را عملی می‌کند واز لا به لای امواج تیر که از هر سو به طرف او می آمد، خود را به تانک پیشرو می رساند وآن را منفجر می‌کند و خود نیز تکه تکه می شود. افراد دشمن گمان می کنند که حمله ای از سوی نیروهای ایرانی صورت گرفته است، جملگی روحیه خود را می بازند و با سرعت تانک‌ها را رها کرده و فرار می‌کنند. در نتیجه، حلقه محاصره شکسته می شود و نیروهای کمکی هم می‌رسند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاک سازی می کنند.

صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه های خود اعلام می کند که نوجوانی سیزده ساله با فداکاری زیر تانک عراقی رفته آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده است . امام قدس سره در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر می کنند، جملات معروف خود را پیرامون او می‌فرمایند: رهبر ما آن طفل سیزده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ تر است، با نارنجک ، خود را زیر تانک دشمن انداخت وآن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.

۰

اقدام زیبای شهید «حاجی‌زاده» در مراسم خواستگاری به روایت مادرش

 بخش خبری مهدیه آمل زندگی به سبک شهدا مدافعان حرم

اقدام زیبای شهید «حاجی‌زاده» در مراسم خواستگاری به روایت مادرش

اقدام زیبای شهید «حاجی‌زاده» در مراسم خواستگاری به روایت مادرش

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، «نجیبه ادهمی» مادر شهید مدافع حرم رضا حاجی‌زاده درباره مراسم خواستگاری رضا می‌گوید: وقتی که حدود ۲۰ سالش بود از ملاک‌های همسری که ایده‌آلش بود برایم صحبت کرد. به چند نفر سپردم که یک دختر محجبه برای پسرم می‌خواهم. این را هم بگویم که چون دختر نداشتم، دختر‌های سر و زبان‌دار را خیلی دوست داشتم که عروسم شوند تا هم‌صحبت هم باشیم.

آقاپسرها! به روش شهید رضا حاجی‌زاده بروید خواستگاری

مادر شهید مدافع حرم، رضا حاجی‌زاده

بعد از دو ماه پیگیر شدن برای مورد مناسب دختر خانمی را به من معرفی کردند که به تازگی در کوچه ما ساکن شده بود. وقتی از خصوصیاتش گفتند. خواستم هماهنگ کنند که یک روز به منزلشان برویم. به بهانه مهمانی و آشنایی به منزلشان رفتیم.

به پدر مریم گفتم قصد ما از آمدن، خواستگاری است. او هم گفت: ما تازه به این کوچه آمده‌ایم و شما را نمی‌شناسیم. تا خواستم خودمان را دقیق معرفی کنم، آقا رضا گفت: مامان جان! اجازه می‌دهید من شروع کنم. مرد باید خواستگاری کند نه زن!

من هم خوشحال شدم و او شروع کرد «اعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّیْطٰانِ الرَّجیمِ» و خودش را معرفی کرد. حدود نیم ساعت صحبت کرد و پدر مریم جان هم سکوت کرده بود. سپس گفت پسری که خواستگاری خودش را به دست می‌گیرد پس می‌تواند گلیمش را هم از آب بیرون بکشد و دخترم را خوشبخت کند.

آقاپسرها! به روش شهید رضا حاجی‌زاده بروید خواستگاری

درباره این شهید بیشتر بدانید

شهید مدافع حرم «رضا حاجی‌زاده» اهل آمل از شهدای لشکر عملیاتی ۲۵ کربلا به همراه ۱۲ تن دیگر از یارانش در روز ۱۷ اردیبهشت‌ سال ۱۳۹۵ در خانطومان سوریه به شهادت رسید که پیکرش در معرکه نبرد جا ماند و بعد از چهار سال به وطن بازگشت. از این شهید بزرگوار دو فرزند به نام فاطمه حلما و محمدطا‌ها به یادگار مانده است.

۰

من مظلوم ترین مادر شهیدم+کلیپ

 بانک فیلم بخش خبری مهدیه آمل زندگی به سبک شهدا

من مظلوم ترین مادر شهیدم+کلیپ

من مظلوم ترین مادر شهیدم+کلیپ

مظلوم ترین مادر شهید ایران؛
فیروزه شجاعی، مادر شهید داورپناه: من مظلوم ترین مادر شهیدم

مستند «کفن مشکی» داستان زندگی یک مادر شهید است، بانویی که با عنوان مظلوم ترین مادر شهید شناخته می شود. این زن قهرمان کسی نیست جز مادر شهید یوسف داورپناه که در سال ۶۰ به طرز فجیعی توسط حزب دموکرات کومله به شهادت رسید. در این مستند ماجرای شهید شدن یوسف از زبان مادر و دوستان او روایت می شود.

شهید یوسف‌ داورپناه در 15 تیرماه سال 1344 هجری شمسی، در شهر کرمان به دنیا آمد.

شهید داورپناه، در رشته برق فارغ التحصیلی شد و با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد.

پس از آنکه گروهک‌های تجزیه طلب و تروریست در غرب کشور اقدام به آشوب و اغتشاش کردند و شهرهای کردنشین ایران را اشغال کردند، شهید یوسف داورپناه داوطلبانه رهسپار کردستان شد و با پیوستن به گروه ضربت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهرستان پیرانشهر از توابع استان آذربایجان غربی به مبارزه با گروهکهای تروریست کردی پرداخت.

در 5شهریور سال 1362 بود که حزب منحله دمکرات کردستان ایران که کینه ای عمیق از شهید یوسف داورپناه داشتند با هجوم به منزل این شهید بزرگوار، ایشان را به اسارت گرفتند و در نهایت پس از شکنجه های فراوان روحی و جسمی، او را به طرز فجیع و دلخراشی به شیوه تروریستهای داعش به شهادت رساندند و سپس پیکر این شهید والامقام را بعد از مثله کردن در مقابل دیدگان مادرش، تحویل خانواده اش دادند.

مادر بزرگوار این شهید بزرگوار، زیر چشم هایش گود رفته است، اما نه به عمق رنجی که از فراق یوسف دردانه اش تحمل می کند، انگار داستانِ عشق بازی انتظار و چشم و یوسف تا ابد ادامه خواهد داشت.

مادر شهید یوسف داورپناه درباره جزئیات شهادت یوسف می گوید؛

من مظلوم ترین مادر شهید هستم، منافقین من و فرزندانم را اسیر کردند، من تنها مادر شهیدی هستم که بچه ام را جلویم سر بریدند، شکم بچه ام را پاره کردند و جگرش را در آوردند.

با ساتور بدن فرزندم را قطعه قطعه کردند و من 24 ساعت با این بدن تنها ماندم و خودم با دستم قبر کندم و کفن کردم و دفن کردم.

خانم فیروزه شجاعی مادر شهید یوسف داورپناه در خصوص نحوه عضویت فرزند شهیدش در سپاه و مصائبی که بر این شهید گذشت و همچنین نحوه شهادتش بیشتر توضیح می دهد؛

یوسف بعد از انقلاب وارد سپاه شد، جنگ که شروع شد دائما به منطقه کردستان رفت و آمد داشت. چند بار به شدت مجروح شده بود. خوب یادم هست، در همین ماه مبارک رمضان از طرف سپاه آمدند و گفتند که یوسفت زخمی شده و حالا در بیمارستان امام تبریز بستری است.

افطار نکرده راهی تبریز شدم، در بیمارستان چشمم از دور یوسف را شناخت، مادر قربانش بشود، چوب زیر دستش گذاشته و در میان تعداد زیادی از مجروحین ایستاده بود.

از دور صدایش زده و خود را دوان دوان به آغوشش رساندم، صدای شیون و زاری ام بیمارستان را به هم زد، همه داشتند ما را نگاه میکردند، مادری که مدت هاس پسر دلبندش را ندیده و یوسفی که مجروح در آغوش مادرش آرام گرفته...

یوسف گفت: مادر! تو را به خدا آرام باش! گریه نکن، من را از آغوشت بیرون بکش؛ بچه ها با دیدنت یاد مادرشان می افتند و دلشان میگیرد...

رنگ به رخسار نداشت. بعد از چند روز از بیمارستان مرخص اش کردیم و آمدیم خانه در روستای کوتاجوق. در منطقه همه او را میشناختند، ضد انقلاب و دمکرات کینه عجیبی از یوسف در سینه داشتند، چندین نفر از سرکرده هایشان را غافل گیر و در بند کرده بود.

شب خوابید! گفته بود برای نماز بیدارش کنم. نیم ساعتی به اذان مانده بود که بیدار شدم، دیدم دمکرات ها روی دیوار های خانه با چراغ به یک دیگر علامت میدهند، پدرش را بیدار کردم، گفتم دمکرات ها بیرون خانه هستند. گفت: آن ها هیچ کاری نمی توانند بکنند، آقا یوسف بیدار شد، گفت مامان چه خبره؟ گفتم چیزی نیست، نگاهی به ساعت کرد و برای نماز وضو گرفت، رکعت اول نمازش را خوانده بود که دمکرات ها وارد خانه شدند، همه جا را گرفتند، یوسف بدون توجه به آن ها نمازش را خواند و تمام کرد.

اسلحه را به سمت من گرفتند، گفتند: لامصب! تو هم حزب اللهی هستی؟ یوسف تفنگ را از پیشانیم کشید و گفت: شما برای گرفتن من آمده اید، پس با مادرم کاری نداشته باشد، میخواستند یوسف را ببرند.

یوسف گفت: مرا از پشت بام ببرید! گفتند: میترسی که از نگاه های مردم روستا شرم سار باشی؟ گفت: میترسم که زنان روستا مرا ببیند و هراس دلهایشان را فرا بگیرد و فکر کنند که شما به منطقه مسلط شده اید!

گفتند: تو نماز میخوانی؟ برای رهبرت است؟ این نماز برای خدا نیست و این عبادت ها قبول نیست.

گفت: نام رهبرم را به زبان نیاور، من برای رهبری میجنگم که یک ملت در نماز به او اقتدا میکنند، در این حال یکی از زنان دمکرات با قنداق تفنگ ضربه محکمی به دهان یوسف زد که غرق در خون شد، خلاصه یوسفم را بردند...

صبح که شد پیغام آوردند که یوسف را شهید کرده ایم، پدر و مادرش برای تحویل جنازه به مقر حزب بیایند. پدرش با شنیدن این خبر همان جا دق کرد و جان سپرد.

من و برادرش به آن سوی رودخانه رفتیم، یوسف را همان جایی که سپاه چندی از اعضای ضدانقلاب را به هلاکت رسانده بود، شهید کرده بودند، بدن یوسفم تکه تکه شده بود، انگشت هایش، جگرش، اعضا و جوارحش...

گفتند: اجازه نداری از اینجا خارجش کنی، همین جا دفنش کن... در حالی که اعضای ضدانقلاب به صورت مسلح بالای کوه ایستاده بودند، با دست هایم زمین را کندم، تکه تکه یوسفم را در قبر گذاشتم، یک مهر کربلا در دستم بود، خرد کرده و روی تکه های جسدش پاشیدم...

با فریاد لااله الا الله، الله اکبر و خمینی رهبر دفنش کردم، با دست های خودم، خدایا! تو خودت شاهد هستی که بالای سرش خانومی با چادر سیاه ایستاده بود و به من میگفت که آرام باش و بگو لا اله الله...

امروز با گذشت سال ها مزارش در منطقه به امام زاده معروف شده است، مردم منطقه از دعا در مزارش حاجت های زیادی گرفته اند، قبر یوسف و پیکر تکه تکه اش امروز محبوب و آرام بخش مردم منطقه است.

۰

ویژگی های اخلاقی آیت الله اشرفی اصفهانی

 بخش خبری مهدیه آمل زندگی به سبک شهدا زندگی به سبک علمای اخلاق علمای دین

ویژگی های اخلاقی آیت الله اشرفی اصفهانی

ویژگی های اخلاقی آیت الله اشرفی اصفهانی

انسان های بزرگ، کسانی هستند که قبل از آن که کارهای بزرگی برای دیگران انجام دهند نسبت به تربیت و رشد روحی خود قدم برداشته اند. پنجمین شهید محراب، شهید بزرگوار آیت الله اشرفی اصفهانی، از جمله این انسان های خودساخته است که در تربیت و نگاه داشتن نفس خود از رذائل و زشتی ها و نیز آراستن آن به فضائل و مکارم اخلاقی موفق بوده است.

امام خمینی رضوان الله علیه در مورد این شهید والامقام می فرمایند: «مرحوم شهید بزرگوار، حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج آقا عطاء الله اشرفی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی بودن از هواهای نفسانی و ترک هوی و اطاعت امر مولی و جامعیت علم مفید و عمل صالح می شناسم.» [1]

قبل از این که به جلوه هایی از اخلاق عملی این شهید عزیز بپردازیم لازم است به دو نکته اساسی در اخلاق و تربیت دینی که در توصیف امام راحل از این شهید عزیز دیده می شود اشاره ای داشته باشیم.

تربیت نفس
شهید اشرفی اصفهانی، از آن رو الگوی سعادت و رستگاری برای همه ماست که توانسته بود نفس خود را از رذائل و آلودگی ها برهاند و آن را مصفا کرده و جلا دهد. قرآن کریم، مؤمنان را رستگاران قطعی دانسته[2] و در توضیح ویژگی خاص ایمان در رساندن انسان به سعادت، زدودن زشتی ها و پستی ها از درون خویش را به عنوان رستگاری حقیقی معرفی کرده و می فرماید: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا فَأَلهمَهَا فجُورَهَا وَ تَقْوَئهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ [3]

سوگند به نَفْس و آن کس که آن را درست کرد؛ سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‏اش را به آن الهام کرد، که هر کس آن را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد.» این مطلب، از روش و منش اخلاقی آن شهید گرانقدر کاملاً قابل لمس بود.


اطمینان و آرامش
نکته مهم دیگر در زندگی آیت الله اشرفی اصفهانی که به عنوان یک ویژگی برجسته بر همه رفتارهای ایشان سایه افکنده بود، آرامش و اطمینان روحی ایشان بود. ایشان به عنوان امام جمعه کرمانشاه و نماینده آیت الله بروجردی و سپس امام خمینی رضوان الله علیهما ضمن این که دشواری های فراوانی را در راه انقلابی خود در کرمانشاه تحمل کرد و هیچ گاه میدان مبارزه را خالی نکرد، بارها از سوی منافقین مورد سوء قصد قرار گرفت ولی بازهم با آرامش هر چه تمام تر، به راه خود ادامه داده و صحنه مبارزه را خالی نگذاشتند.

بی تردید، چنین آرامشی بیانگر انس ایشان با ذکر زبانی و عملی خدای متعال است؛ چنان که طبق فرموده قرآن کریم، یاد خدا تنها آرامش دهنده قلب هاست. [4] البته بالاتر از یاد خدا به وسیله زبان و قلب، ذکر و یاد عملی است؛ به این معنا که انسان به‌گونه‌اى به یاد خداوند متعال باشد که اگر زمینۀ معصیتى برایش فراهم شد، یاد خداوند مانع از انجام آن معصیت شود. [5]

چنین ویژگی موجب می شود، آرامش در تمام اعمال انسان نیز جاری و عیان شود؛ و شهید اشرفی اصفهانی اینچنین بود زیرا همه تلاطم های به خصوص پس از انقلاب، نتوانست ایشان را از انجام وظیفه خود دور کند.

ساده و پر تلاش
یکی از مشخصات بارز آیت الله اشرفی اصفهانی، خو کردن به زندگی بسیار ساده است که قدرت روحی و اراده او برای جهاد در راه خدا را دوچندان می نمود. ساده زیستی در منطق اسلام، منافاتی با عزت و آراستگی ظاهری ندارد بلکه عزت آفرین و زینت مؤمنان است.

اگر بخواهیم در یک جمله، ساده زیستی شهید اشرفی اصفهانی را تبیین کنیم باید بگوییم که ایشان از سعی کردند با کمترین هزینه، بیشترین بهره برداری و سودآوری دنیوی و اخروی را برای خود و دیگران محقق کنند. همان گونه که امام صادق علیه السلام در توصیف مؤمن حقیقی می فرمایند: «الْمُؤْمِنُ حَسَنُ‏ الْمَعُونَةِ خَفِیفُ الْمَئُونَة؛ [6] مؤمن، پر کار و کم هزینه است.»

برای آشنا شدن با زوایای ساده زیستی این شهید والامقام به دو نمونه از مقاومت اقتصادی و زندگی بی زرق و برق ایشان اشاره می کنیم.

بهره وری در تحصیل
ایشان بر خلاف اعتقاد برخی که کار علمی را مستلزم هزینه فراوان مادی می دانند، از ابتدای طلبگی تا رسیدن به درجات بالای علمی، با هزینه ای بسیار اندک طی کر؛د به شکلی که در خاطرات خود می فرمودند: از ابتدای شروع به تحصیل تا پایان تحصیلات سطح فقه و اصول، من حتی یک کتاب از خودم نداشتم و تمام کتاب هایی که در اختیارم بود، وقفی بودند. [7]

تربیت فرزند با وجود سختی معیشت
گاهی برخی افراد، دغدغه رفاه خانواده خود را بهانه ای برای مصرف بی رویه و سوق به سوی تجمل گرایی مطرح کرده و ادعا می کنند که اگر خودمان هم بخواهیم ساده زیست باشیم دغدغه رفاه خانواده مانع می شود.

جالب است بدانیم که سخت ترین شرایط تحصیلی شهید اشرفی اصفهانی در شهر قم در حالی طی شد که این شهید بزرگوار به همراه دو پسر خود در حجره ای در فیضیه زندگی می کردند در حالی که همسر و دخترش در زادگاهشان بودند و هر از چند گاهی برای دیدار با آنها راهی زادگاهشان می شدند.

تربیت عملی فرزندان شهید اشرفی و تقویت روحی آنان در مبارزه با مشکلات، نمونه ای شگرف از خانواده ای ساده زیست و مقاوم را پیش روی ما به تصویر می کشد.

تواضع مثال زدنی شهید محراب
وقتی فراوانی عبادت ها و اعمال صالح، ملاک برتری یک بنده خواهند بود که او از هر گونه تکبر و احساس برتری نسبت به دیگران دور کنند. در غیر این صورت، هدف عبادت که همان خشوع در محضر خدای متعال است محقق نشده بلکه عکس آن را نتیجه می دهد؛ چنان که عبادت های ابلیس نه تنها فایده ای برای او نداشت بلکه موجب خطای در محاسبه در هنگام سجده بر حضرت آدم علیه السلام، و مانع از اطاعت فرمان خدای متعال از سوی او شد.

بعد از معصومین علیهم السلام، بهترین الگوی بندگی در راه خدا امثال شهید اشرفی اصفهانی هستند که با تمام اعمال صالح و عبادت هایی که داشتند الگوی تواضع و فروتنی حقیقی بودند. ایشان هیچ گاه تظاهر به تواضع نمی کردند بلکه واقعاً در دل خود هیچ تکبر و احساس برتری بر دیگران نداشتند. اگر کسی از ایشان تعریف و تمجید می کرد ناراحت شده و اعلام نارضایتی می کردند.

بی اعتنایی به چیزهای به ظاهر مهم
خطای محاسباتی در این دنیا و باختن آخرت به دنیا و یا حتی خسران در هر دو جهان، عمده دلیل فروماندن انسان ها از دستیابی به سعادت حقیقی و در نهایت، حسرت و پشیمانی ابدی است. چه بسیار چیزهای به ظاهر مهمی که در واقع اصلاً و یا به آن اندازه که مردم به آن اهمیت می دهند اهمیتی ندارد و تنها به خاطر تکرار اشتباه های دیگران، انسان های بسیاری را به تباهی و گذران بی ثمر عمر کشانده است.

بنابراین، هر انسان عاقلی باید در امور پیرامون خود، به خوبی بیاندیشد که مبادا گرفتار اولویت های صوری و یا غفلت از مهم های به ظاهر بی اهمیت نشود. شهید اشرفی اصفهانی، به گونه ای زیست که بسیاری از اعتبارات دنیایی در نظر او هیچ ارزشی نداشت و بارها ثابت کرد که نه تنها در دوران گمنامی و فقر بلکه در دوران شهرت و رو آوردن مقام و ثروت به ایشان نیز ذره ای علاقه و وابستگی در او نفوذ نکرده است.

رهبر معظم انقلاب در توصیف ایشان می فرمایند: «تواضع او، زهد او، بی‌اعتنائی او به بسیاری از چیزهای ظاهری، از ویژگی‌های او بود؛ مرد بزرگی بود.» [8] حقیقتاً بزرگی انسان به این است که به چیزهای ناماندگاری مانند دنیا و هر آن چه در آن است اعتنایی نکند؛ بلکه دلبسته آخرت خود بوده و برای آن تلاش کند.

معنای زهد حقیقی نیز جز این نیست چنان که امام سجاد علیه السلام درباره خصوصیت زاهدان در دنیا می فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ الْعَامِلَ لِثَوَابِ الْآخِرَةِ هُوَ الزَّاهِدُ فِی عَاجِلِ زَهْرَةِ الدُّنْیَا الْآخِذُ لِلْمَوْتِ أُهْبَتَهُ‏ الْحَاثُّ عَلَى الْعَمَلِ قَبْلَ فَنَاءِ الْأَجَلِ وَ نُزُولِ مَا لَا بُدَّ مِنْ لِقَائِه؛ ‏[9] هان! کسى براى ثواب آخرت کار مى‏کند که از زرق و برق نقد دنیا دل بر کند، ساز و برگ مرگ را فراهم کند، پیش از سر آمدن مهلت و فرا رسیدن آنچه ناگزیر باید ملاقاتش کرد در عمل بکوشد.»

این شهید بزرگوار، در شرایط ناامنی و حتی در کوران ترورهای پس از انقلاب نیز، پیشنهادهای نزدیکان خود برای تهیه امکانات متناسب با شأن خود را با بی اعتنایی رد می کرد و می فرمود: »من طلبه ای بیش نیستم و شأن و مقامی ندارم و از این گونه تشریفات متنفرم.» [10] همین واقع بینی ایشان از این دنیا و زیبایی های فریبنده اش بود که موجب شد، پس از طی عمری پر برکت و نسبتاً طولانی، مزد استقامت و مجاهدت های خود را با شهادت در محراب نماز جمعه از معبود و معشوق بی همتای خویش دریافت کند.

پی نوشت
[1] صحیفه امام، ج‏17، ص: 50.
[2] سوره مؤمنون، آیه 1.
[3] سوره شمس، آیه 7-9.
[4] سوره رعد، آیه 28.
[5] مظاهری، حسین؛ سیر و سلوک، ناشر: مؤسسه فرهنگی مطالعاتی الزهراء (علیها السلام)، قم 1389 ه.ش، ص 117.
[6] کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیة) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج‏2 ؛ ص241.
[7] محمد اشرفی اصفهانی، محراب خونین باختران، تهران، سروش، 1362، ص 18.
[8] بیانات در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه‌؛ ۱۳۹۰/۰۷/۲۰.
[9] ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول - قم، چاپ: دوم، 1404 / 1363ق، ص 272.
[10] پایگاه اطلاع رسانی حوزه.

۰

سجایای اخلاقی شهید مدنی از دید رهبر معظم انقلاب اسلامی/ شهید مدنی: راه نجاتی جز تقوا نداریم

 بخش خبری مهدیه آمل رهبری انقلاب زندگی به سبک شهدا زندگی به سبک علمای اخلاق سبک زندگی اسلامی علمای دین

سجایای اخلاقی شهید مدنی از دید رهبر معظم انقلاب اسلامی/ شهید مدنی: راه نجاتی جز تقوا نداریم

سجایای اخلاقی شهید مدنی از دید رهبر معظم انقلاب اسلامی/ شهید مدنی: راه نجاتی جز تقوا نداریم

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، آیت‌الله شهید «سید اسدالله مدنی» سال ۱۲۹۳ در شهرستان دهخوارقان (آذرشهر) از توابع تبریز به دنیا آمد. در کودکی مادر خود را از دست داد و در نوجوانی پدرش به رحمت خدا رفت.

وی برای تحصیل علوم دینی راهی شهر قم شد و در حوزه علمیه قم به تحصیل علوم حوزوی پرداخت و از درس اساتید بزرگی، چون آیت‌الله «حجت کوه‌کمری»، آیت‌الله «سید محمدتقی خوانساری» و امام خمینی (ره) بهره‌مند شد. پس از مدتی برای تکمیل تحصیلات حوزوی راهی حوزه علمیه نجف شد.

شهید مدنی نخستین مبارزات سیاسی و اجتماعی خود را در شهر قم آغاز کرد و نخستین فعالیت او در آذرشهر در مقابله بهائیان بود و از نخستین کسانی بود که در جریانات سال ۱۳۴۲ در نجف از امام خمینی (ره) تبعیت کرد.

سجایای اخلاقی شهید مدنی از دید رهبر معظم انقلاب اسلامی/ شهید مدنی: راه نجاتی جز تقوا نداریم/ ناقص: عکس، نمایه ندارد

بر اثر فعالیت‌های سیاسی که علیه رژیم پهلوی انجام می‌داد و منابری که در آن‌ها علیه حکومت و اقدامات او به ایراد خطبه می‌پرداخت، ساواک وی را به نورآباد ممسنی در استان لرستان، گنبد کاووس، بندر کنگان و مهاباد تبعید کرد.

شهید مدنی روز جمعه (۲۰ شهریور ۱۳۶۰) پس از ایراد خطبه‌های نماز جمعه و در حالی که آماده اقامه نماز عصر می‌شد، به همراه ۱۷ نفر دیگر از نمازگزاران توسط یکی از عناصر منافقین (مجاهدین خلق) به نام «مجید نیکو» در یک عملیات تروریستی به شهادت رسید.

وی همانند مولای خود حضرت امیرالمؤمنین (ع) در محراب به شهادت رسید و دومین شهید محراب است.

سجایای اخلاقی شهید مدنی از دید رهبر معظم انقلاب اسلامی/ شهید مدنی: راه نجاتی جز تقوا نداریم/ ناقص: عکس، نمایه ندارد

آخرین خطبه دومین شهید محراب

بخشی از خطبه شهید مدنی در نماز جمعه روز ۲۰ شهریور به شرح زیر است:

«شما و خودم را به تقوای خدا سفارش می‏کنم؛ زیرا راه نجاتی جز تقوا نداریم. روز جمعه روزی است که ما دردهایمان را دوا کنیم و درد اول هر انسانی خود انسان است؛ برای اینکه هر اندازه به کمال برسد؛ اگر [روح]مریض باشد، کمال برای او فایده‌ای ندارد.
آیه قرآن و همچنین اعتقاد ما این است که کلمه‏ای از زبان انسان در نمی‏آید، مگر اینکه همراه آن نگهبانی مهیا است تا کلام را حفظ کند (برگرفته از مضمون سوره «ق» آیه ۱۸) ...»

سجایای اخلاقی شهید مدنی از دید رهبر معظم انقلاب اسلامی/ شهید مدنی: راه نجاتی جز تقوا نداریم/ ناقص: عکس، نمایه ندارد

رفتار صمیمی با جوانان و نوجوانان

حال به این مناسبت شماره ۳۵۷ هفته‌نامه «خط حزب‌الله» به صاحب‌امتیازی پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با عنوان «راهپیمایی جهانی» در ستون «مناسبت» اظهارات رهبر معظم انقلاب اسلامی در رابطه با شخصیت اجتماعی آیت‌الله شهید «سید اسدالله مدنی» را منتشر کرد که در زیر می‌خوانید.

«مرحوم شهید مدنی یک نمونه برجسته از یک روحانی فعال و حائز جهات گوناگون است. وی اهل بیان و تبیین بود. میان قشر‌های مختلف؛ ایشان در بین جوان‌تر‌ها می‌توانست کاملاً با مخاطب جوان ارتباط برقرار کند.

من اوایل یا اواسط امامت جمعه شهید مدنی به تبریز رفتم و دیدم ایشان آنچنان با جوان‌های کم‌سال ۲۰ ساله، ۲۱ ساله گرم و صمیمی است که واقعاً مثل اینکه با پدرشان حرف می‌زنند یا با برادر بزرگترشان صحبت می‌کنند.

آن هیمنه علمی در رابطه ایشان با جوان‌ها اصلاً محسوس نبود یعنی واقعاً رابطه برقرار می‌کرد. با جوان‌ها اینطوری بود... عالمی بود که اهل مبارزه و دید سیاسی و بینش سیاسی بود.»

۰

حق کرامت الهی زن از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

 بخش خبری مهدیه آمل رهبری انقلاب زندگی به سبک شهدا زندگی درمکتب اهل بیت(ع) سبک زندگی اسلامی

حق کرامت الهی زن از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

حق کرامت الهی زن از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

پیش از این در مقالات «حدیث زینبی مادران ایرانی» که به مناسبت تقریظ رهبر معظّم انقلاب اسلامی بر کتاب «تنها گریه کن» و «به احترام حماسۀ مهربانوانِ سرزمین و دین و آیین» به‌مناسبت تقریظ معظّم‌له بر کتاب «حوض خون» به تبیین نقش زنان در تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی (از مشروطه تا دفاع مقدس) پرداخته شد. اینک و به‌مناسبت رونمایی از تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله) برکتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» زندگی‌نامۀ خانم کونیکو یامامورا مادر شهید ژاپنی‌تبار دفاع مقدس به بیان ویژگی‌ها و نقش ماندگار و مؤثر زن در جامعه و تاریخ از منظر معظّم‌له پرداخته می‌شود.

تشریح این نقش، در مکتب اسلام از منظر رهبر معظّم انقلاب را می‌توان در چند محور زیر خلاصه کرد.

* بخش اول: توصیف ویژگی‌ها
* [الف] از نظر معرفتی و معنوی
نه تنها هیچ تفاوتی میان زن و مرد در کسب علوم بشری و معارف الهی وجود ندارد بلکه در بسیاری از زمینه‌های معنوی پیشگامی از آنِ بانوان است. اسلام به کرامت ذاتی زنان قائل است.

امکان نیل به بالاترین مدارج و مراتب علمی، فقهی، فلسفی
«خانم‌های باسوادِ مسلمانِ مؤمنِ درسخوانی که یا مشغول تحصیلند و یا در دانشگاه‌ها، بهترین علوم را در بالاترین مدارج تدریس می‌کنند، زیادند و این برای نظام اسلامی مایه‌ی افتخار است. خانم‌هایی هستند که بحمدالله بالاترین تخصّص‌ها را در پزشکی و در علوم گوناگون ـ در زمینه‌ی علوم انسانی، در زمینه‌ی علوم تجربی و در زمینه‌ی علومِ گوناگونِ دیگر دارند. خانم‌هایی هستند که در زمینه‌ی علوم دینی پیشرفت کرده و به مراتب بالا رسیده‌اند. یک روز یک خانم بزرگوار در ایران ـ در اصفهان ـ بود، به نام «بانوی اصفهانی» که خانم بسیار عالی‌مقامی بود. مجتهده و عارف و فقیه بود. امّا فقط او بود. امروز بحمدالله دختران جوانی که در آینده‌ی نه چندان دور به مقامات عالی علمی، فقهی و فلسفی می‌رسند، بسیارند. این‌ها افتخار نظام اسلامی هستند؛ و پیشرفت زن یعنی این.» (بیانات در دیدار گروهی از پرستاران، ۱۳۷۳/۷/۲۰)

پیشروی در میدان معنویت و تقرّب به خدا و پیشگامی در حرکت معنوی انسان به‌سوی پیشرفت‌ها
«در زمینه‌ی مسائل معنوی، زنان جزو پیشگامان حرکت معنوی انسان به سوی پیشرفت‌ها هستند... آن‌جایی که بحث ایمان و اسلام و صبر و صدق و مجاهدت در راه به دست آوردن ارزش‌های انسانی و اسلامی و معنوی است، می‌فرماید: «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ» (سوره‌ی احزاب، آیه‌ی ۳۵). در این آیه ده عنوان برای ارزش‌های معنوی ذکر می‌شود؛ اسلام، ایمان، قنوت، صدق، صبر، خشوع و دیگر چیزها. زن و مرد در این میدان، دوش به دوش حرکت می‌کنند و پیش می‌روند؛ هر دو را ذکر می‌کند. این بت مردگرایی را که در جاهلیت‌ها همیشه به وسیله‌ی مردان و حتی به وسیله‌ی زنان پرسیده می‌شد، اسلام در این آیات می‌شکند. در میدان مسائل سیاسی و اجتماعی، بیعت زن را یک امر لازم و یک مسأله‌ی زنده معرفی می‌کند.» (بیانات در دیدار با گروه کثیری از بانوان، ۱۳۷۹/۶/۳۰)

ارزش‌گذاری اسلام به کرامت و اصالت زن‌بودن
«ما باید در مورد مسأله‌ی زن نگاه جامع داشته باشیم، و این نگاه جامع در اسلام هست. مسأله‌ی ارزشگذاری به اصالت زن، زن بودن، برای زن یک ارزش والاست؛ یک اصل است. به هیچ وجه تشبّه به مردان برای زن ارزش به حساب نمی‌آید؛ هم‌چنان که برای مردها تشبه به زنان ارزش به حساب نمی‌آید. هر کدام نقشی دارند، هر کدام جایی دارند، جایگاهی دارند و طبیعتی دارند و مقصودی از وضعیت خاص آن‌ها در آفرینش حکیمانه‌ی الهی مورد نظر بوده که این مقصود باید برآورده شود؛ این مسأله مهم است.» (بیانات در دیدار گروهی کثیری از بانوان نخبه در آستانه‌ی سالروز میلاد حضرت زهرا (س)، ۱۳۸۶/۴/۱۳)

* [ب] از نظر سیاسی ـ اجتماعی
 
زنان همچون مردان در تمامی حوزه‌های سیاسی اجتماعی مسئولیت دارند و حق بیعت زنان به رسمیت شناخته می‌شود.

تثبیت و رسمیت حق بیعت برای زنان در حکومت اسلامی
«در اسلام بیعت زن، مالکیّت زن، حضور زن در این عرصه‌های اساسی سیاسی و اجتماعی، تثبیت شده است: «إِذَا جَائَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَىٰ أَنْ لَا یُشْرِکْنَ بِاللَّه» (سوره‌ی ممتحنه، آیه‌ی ۱۲) زن‌ها می‌آمدند و با پیغمبر بیعت می‌کردند. پیغمبر اسلام نفرمود که مردها بیایند بیعت کنند و به تبع آن‌ها، هرچه که آن‌ها رأی دادند، هرچه که آن‌ها پذیرفتند، زن‌ها هم مجبور باشند قبول کنند؛ نه. گفتند زن‌ها هم بیعت می‌کنند؛ آن‌ها هم در قبول این حکومت، در قبول این نظم اجتماعی و سیاسی شرکت می‌کنند. غربی‌ها هزار و سیصد سال در این زمینه از اسلام عقبند و این ادّعاها را می‌کنند! در زمینه‌ی مالکیّت نیز همین‌طور؛ و در زمینه‌های دیگری که مربوط به مسائل اجتماعی و سیاسی است.» (بیانات در دیدار گروه کثیری از بانوان، ۱۳۷۹/۶/۳۰)

برابری در تمامی عرصه‌های سیاسی اجتماعی
«اسلام وقتی که می‌گوید: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ ۚ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۷۱)، یعنی مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعه‌ی نظام اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده. ما هم نمی‌توانیم زن را استثناء کنیم. مسئولیت اداره‌ی جامعه‌ی اسلامی و پیشرفت جامعه‌ی اسلامی بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدام به‌نحوی بر حسب توانایی‌های خودشان.» (بیانات در دیدار گروهی کثیری از بانوان نخبه در آستانه‌ی سالروز میلاد حضرت زهرا (س)، ۱۳۸۶/۴/۱۳)

سهیم و شریک بودن در مسئولیت ادارۀ جامعۀ اسلامی و پیشرفت آن
«در فعّالیت سازندگی، در فعّالیت اقتصادی، در طرّاحی و فکر کردن و برای امور کشور و یک شهر و یک روستا و یک مجموعه و امور شخصی خانواده مطالعه کردن، میان زن و مرد تفاوتی نیست. همه مسؤولند و همه باید انجام دهند.» (بیانات در اجتماع مردم خوزستان، ۱۳۷۵/۱۲/۲۰)
 
* [ج] از نظر اقتصادی
 
حق مالکیت و استقلال زنان در اسلام حقّی رسمی و تثبیت‌شده است.

حق مالکیت و استقلال اقتصادی زن در اسلام
«در اسلام، زن مالک ثروت خود است. شوهرش راضی باشد، یا راضی نباشد؛ پدرش راضی باشد، یا راضی نباشد ـ فرقی نمی‌کند ـ او می‌تواند ثروت و مال و اندوخته‌ی خود را مصرف کند و ربطی به کس دیگری ندارد. نظر اسلام، این است. در حمایت از استقلال اقتصادی زنان، دنیا سیزده قرن است که از اسلام عقب است. اسلام این را سیزده قرن قبل گفته است؛ ولی در اروپا تازه چهل سال، پنجاه سال و در بعضی از کشورها کمتر از این مدّت است که تازه شروع کرده‌اند به زن اجازه دهند که در مال و ملک خود، دخل و تصرّف کند! اسلام، از این جهت هم جلو است.» (بیانات در اجتماع بانوان خوزستان، ۱۳۷۵/۱۲/۲۰)
* [د]ازنظر نقش خانوادگی
 
علاوه بر حق انتخاب همسر، زن در ادارۀ خانواده و تربیت فرزند نقش اصلی و محوری دارد و ضمن برخورداری از حقوق ویژه، شریک و همراه همسر در زندگی محسوب می‌شود نه تابع او.

رسمیت حق زن در انتخاب همسر
«زن به‌عنوان یک زوجه و یک همسر، در مراحل مختلف مورد توجّه و عنایت ویژه‌ی اسلامی قرار دارد. در درجه‌ی اوّل، مسأله‌ی انتخاب همسر است. به‌نظر اسلام، زن در انتخاب همسر آزاد است و هیچ‌کس نمی‌تواند در مورد انتخاب همسر، بر هیچ زنی چیزی را تحمیل کند. یعنی حتی برادران زن، پدرِ زن ـ خویشاوندان دورتر که جای خود دارند ـ اگر بخواهند بر او تحمیل کنند که تو حتماً باید با شخص مورد نظر ازدواج کنی، نمی‌توانند و چنین حقّی را ندارند. این، نظر اسلام است.» (بیانات در اجتماع بانوان خوزستان، ۱۳۷۵/۱۲/۲۰)

نقش مؤثر در ادارۀ خانواده
«زن را به چشم آن عنصر اصلی تشکیل خانواده در نظر بگیرید؛ که خانواده اگرچه از مرد و زن تشکیل می‌شود و هر دو در تشکیل خانواده و موجودیّت آن مؤثرند، امّا آسایش فضای خانواده، آرامش و سکونتی که در فضای خانه است، به برکت زن و طبیعت زنانه است. با این چشم به زن نگاه کنند تا معلوم شود که او چگونه کمال پیدا می‌کند و حقوقش در چیست.» (بیانات در دیدار گروهی از بانوان به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن، ۱۳۷۱/۹/۲۵)

«نظر اسلام در باب خانواده و جایگاه زن در خانواده، نظر خیلی روشنی است. «المرأة سیّدة بیتها»؛ بزرگ خانه، زن خانه است؛ این از پیغمبر اکرم است.» (بیانات در دیدار با بانوان نخبه، ۱۳۹۰/۳/۱)

مهم‌ترین نقش در تربیت فرزندان
«علّت این‌که اسلام این قدر به نقش زن در داخل خانواده اهمیّت می دهد، همین است که زن اگر به خانواده پایبند شد، علاقه نشان داد، به تربیت فرزند اهمیّت داد، به بچه‌های خود رسید، آن‌ها را شیر داد، آن‌ها را در آغوش خود بزرگ کرد، برای آن‌ها آذوقه‌های فرهنگی ـ قصص، احکام، حکایت‌های قرآنی، ماجراهای آموزنده ـ فراهم کرد و در هر صورتی به فرزندان خود مثل غذای جسمانی چشانید، نسل‌ها در آن جامعه، بالنده و رشید خواهند شد. این هنر زن است و منافاتی هم با درس خواندن و درس گفتن و کار کردن و ورود در سیاست و امثال این‌ها ندارد.» (بیانات در اجتماع بانوان خوزستان، ۱۳۷۵/۱۲/۲۰)

شراکت با همسر در خانواده و نفی تابع مرد بودن
«این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کند؛ نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. «اَلرِّ‌جَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء» معنایش این نیست که زن بایستی در همه‌ی امور تابع شوهر باشد. نه! یا مثل برخی از این اروپاندیده‌های بدتر از اروپا و مقلّد اروپا، بگوییم که زن بایستی همه کاره باشد و مرد باید تابع باشد. نه! این هم غلط است. بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید. یکی این‌جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یکدیگر زندگی کنید.» (خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۳۷۷/۱/۱۹)

برابری حقوق و تعادل میان زن و مرد
«در خانواده، حدود و حقوقی هست. مرد حقوقی دارد، زن هم حقوقی دارد و این حقوق به‌شدّت عادلانه و متوازن ترتیب داده شده است. آن‌چه به نام اسلام است و غلط است، آن‌ها را نمی‌گوییم و از آن‌ها دفاع نمی‌کنیم. آن‌چه متعلّق به اسلام است، بیّنات اسلام و مسلّمات اسلام است. این‌ها چیزهایی است که میان حقوق زن و مرد در داخل خانواده توازن قائل است.» (بیانات در همایش بانوان بزرگ در ورزشگاه آزادی به مناسبت جشن میلاد کوثر، ۱۳۷۶/۷/۳۰)
 
 
۰

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب»

 بخش خبری مهدیه آمل رهبری انقلاب زندگی به سبک شهدا

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب»

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب»

در مراسم سیزدهمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت، تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» منتشر شد.
متن تقریظ رهبر انقلاب اسلامی بر این کتاب به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ـ سرگذشت پرماجرا و پرجاذبه‌ی این بانوی دلاور، که با قلم رسا و شیوای حمید حسام نگارش یافته است، جدّاً خواندنی و آموختنی است. من این بانوی گرامی و همسر بزرگوار او را سالها پیش در خانه‌شان زیارت کردم. خاطره‌ی آن دیدار در ذهن من ماندگار است. آن روز جلالت قدر این زن و شوهر با ایمان و با صداقت و با گذشت را مثل امروز که این کتاب را خوانده‌ام، نمی‌شناختم؛ تنها گوهر درخشانِ شهید عزیزشان بود که مرا مجذوب میکرد. رحمت و برکت الهی شامل حال رفتگان و ماندگان این خانواده باد
اردیبهشت ۱۴۰۱
 
ـ ساخت فیلم بر اساس زندگی خانم بابائی حرکت مهم و مؤثری در جهت معرفی و آبروبخشیدنِ به خانواده‌ی اسلامی و مرد مسلمان است، و نباید از آن غفلت شود
۰

گزارش تصویری از اردوی دو روزه میثاق باشهدا ، مدیران مهدیه شهرستان آمل/1401

 بانک تصویر بخش خبری مهدیه آمل زندگی به سبک شهدا روابط عمومی مهدیه آمل

گزارش تصویری از اردوی دو روزه میثاق باشهدا ، مدیران مهدیه شهرستان آمل/1401

گزارش تصویری از اردوی دو روزه میثاق باشهدا ، مدیران مهدیه شهرستان آمل/1401

زمان حرکت ساعت 2/30 بعداز ظهر پنجشنبه 3 شهریور ماه 1401 از محل ساختمان مهدیه شهرستان آمل به سمت منطقه ییلاقی لاریجان آمل

منطقه ییلاقی شهید آباد لاریجان آمل محل زیارتی مزارشهدای گمنام 

منطقه ییلاقی شهید آباد لاریجان آمل محل زیارتی مزارشهدای گمنام 

منطقه ییلاقی شهید آباد لاریجان آمل محل زیارتی مزارشهدای گمنام 

منطقه ییلاقی شهید آباد لاریجان آمل محل زیارتی مزارشهدای گمنام 

منطقه ییلاقی شهید آباد لاریجان آمل محل زیارتی مزارشهدای گمنام 

منطقه ییلاقی شهید آباد لاریجان آمل محل زیارتی مزارشهدای گمنام 

منطقه ییلاقی شهید آباد لاریجان آمل محل زیارتی مزارشهدای گمنام 

منطقه ییلاقی شهید آباد لاریجان آمل محل زیارتی مزارشهدای گمنام 

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

روستای گیلاس منزل آزاده سرافراز حاج مجتبی ازلی

صبح جمعه روستای ایرا منزل حضرت علامه حسن حسن زاده آملی وزیارت مزار حضرت علامه وهمسرمحترمه شان وختم صلوات وفاتحه

صبح جمعه روستای ایرا منزل حضرت علامه حسن حسن زاده آملی وزیارت مزار حضرت علامه وهمسرمحترمه شان وختم صلوات وفاتحه

صبح جمعه روستای ایرا منزل حضرت علامه حسن حسن زاده آملی وزیارت مزار حضرت علامه وهمسرمحترمه شان وختم صلوات وفاتحه

صبح جمعه روستای ایرا منزل حضرت علامه حسن حسن زاده آملی وزیارت مزار حضرت علامه وهمسرمحترمه شان وختم صلوات وفاتحه

صبح جمعه روستای ایرا منزل حضرت علامه حسن حسن زاده آملی وزیارت مزار حضرت علامه وهمسرمحترمه شان وختم صلوات وفاتحه

صبح جمعه روستای ایرا منزل حضرت علامه حسن حسن زاده آملی وزیارت مزار حضرت علامه وهمسرمحترمه شان وختم صلوات وفاتحه

دیدار مدیران فرهنگی و اجرایی مهدیه شهرستان آمل در ادامه اردوی فرهنگی مذهبی میثاق باشهدا در روستای نیاک (آستانه مولاناسیدحسن ولی ع) با حاج آقا حسینی ریاست محترم سازمان تبلیغات اسلامی و گزارشی درپیرامون ساختمان مهدیه شهرستان آمل و برنامه های فرهنگی ،مذهبی که تا به امروز انجام گرفت و درادامه جلسه حاج اقا حسینی تاکید بر همکاری فی مابین مهدیه شهرستان آمل و سازمان تبلیغات شهرستان آمل داشتند و از تشکیل اردو های فرهنگی مذهبی بسیار استقبال و تاکید داشتند که این قبیل اردو ها خیلی کم رنگ شده اند وباید با قدرت بیشتری مثل دهه اول انقلاب شکل واجرایی شود تا اتحاد وانسجام وهم فکری بین بچه های مذهبی بیشتر شود تا اثر گذاری بهتری در جامعه داشته باشد بعد جلسه به اتفاق حاج آقای حسینی به سمت مکان برپایی یادواره شهدای نیاک ،حسینیه سیدالشهدای  حرکت و شرکت کردیم

حضورمدیران فرهنگی واجرایی مهدیه شهرستان آمل در مراسم باشکوه یادواره شهدای 43شهید نیاک لاریجان

حضورمدیران فرهنگی واجرایی مهدیه شهرستان آمل در مراسم باشکوه یادواره شهدای 43شهید نیاک لاریجان

حضورمدیران فرهنگی واجرایی مهدیه شهرستان آمل در مراسم باشکوه یادواره شهدای 43شهید نیاک لاریجان

حضورمدیران فرهنگی واجرایی مهدیه شهرستان آمل در مراسم باشکوه یادواره شهدای 43شهید نیاک لاریجان

حضورمدیران فرهنگی واجرایی مهدیه شهرستان آمل در مراسم باشکوه یادواره شهدای 43شهید نیاک لاریجان

حضورمدیران فرهنگی واجرایی مهدیه شهرستان آمل در مراسم باشکوه یادواره شهدای 43شهید نیاک لاریجان

حضورمدیران فرهنگی واجرایی مهدیه شهرستان آمل در مراسم باشکوه یادواره شهدای 43شهید نیاک لاریجان

حضورمدیران فرهنگی واجرایی مهدیه شهرستان آمل در مراسم باشکوه یادواره شهدای 43شهید نیاک لاریجان