مهدیه آمل

مهدیه شهرستان آمل درسال 1335 تاسیس وشروع به کار کرده است

بانک رسانه مهدیه آمل

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

حسینیه

معرفی کتاب مهدوی

پیوندهای تصویری

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

پيوندها

شهدای شاخص

سایت علما و مراجع

گالری تصاویر

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «میلادامام جواد(ع)» ثبت شده است

۰

انسان ۲۵۰ ساله | امام جواد علیه‌السلام؛ دشمن نفاق

 بخش خبری مهدیه آمل مناسبتهای مذهبی رهبری انقلاب میلادامام جواد(ع)

انسان ۲۵۰ ساله | امام جواد علیه‌السلام؛ دشمن نفاق

انسان ۲۵۰ ساله | امام جواد علیه‌السلام؛ دشمن نفاق

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «درس بزرگ امام جواد به ما این است که در مقابل قدرتهای منافق و ریاکار، باید همت کنیم که هوشیاری ‌مردم را برای مقابله‌ی با این قدرتها برانگیزیم. امام جواد صلواةالله‌علیه همت بر این کار گماشتند که ماسک تزویر و ریا را از چهره‌ی مأمون کنار بزنند و موفق شدند.» ۱۳۵۹/۷/۱۸

۰

چهل حدیث از حضرت امام جواد «علیه السلام»

 بخش خبری مهدیه آمل حدیث و قرآن مناسبتهای مذهبی میلادامام جواد(ع)

چهل حدیث از حضرت امام جواد «علیه السلام»

چهل حدیث از حضرت امام جواد «علیه السلام»

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| چهل حدیث از حضرت امام جواد «علیه السلام»

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

1- قالَ الإمام محمد تقی الجواد (علیه السلام):

الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلی ثَلاثِ خِصال: ١- تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ ٢- وَواعِظ مِنْ نَفْسِهِ ٣- وَقَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ. [بحارالأنوار، ج 72، ص 65، ح 3]
مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: ١- توفیق از طرف خداوند متعال ٢- واعظی از درون خود ٣- قبول و پذیرش نصیحت کسی که او را نصیحت نماید.

2- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مُلاقاةُ الاْخوانِ نَشْرَةٌ، وَتَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَإنْ کانَ نَزْراً قَلیلاً. [امالی شیخ مفید، ص 328، ح 13]
ملاقات و دیدار با دوستان و برادران، موجب صفای دل و نورانیّت آن می گردد و سبب شکوفایی عقل و درایت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانی کوتاه انجام پذیرد.

*****

3- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

کَیْفَ یُضَیَّعُ مَنِ اللهُ کافِلُهُ، وَکَیْفَ یَنْجُو مَنِ الله طالِبُهُ؟ وَمَنِ انْقَطَعَ إلی غَیْرِاللهِ وَکَّلَهُ! [بحارالأنوار، ح 68، ص 155، ح 69]
چگونه گمراه و درمانده خواهد شد کسی که خداوند سَرپرست و متکفّل اوست ، چطور نجات می یابد کسی که خداوند طالبش می باشد؟ و هر که از خدا قطع امید کند و به غیر او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار می کند!

 

4- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنْ عَتَبَ مِنْ غَیْرِارْتِیاب أعْتَبَ مِنْ غَیْرِاسْتِعْتاب. [بحارالأنوار، ج 71، ص 181]
سرزنش کردن دیگران بدون علّت و دلیل سبب ناراحتی و خشم خواهد گشت، در حالی که رضایت آنان نیز کسب نخواهد کرد.

*****

5- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْإِخْلَاصُ. [بحارالأنوار، ج 67، ص 245، ح 19]
با فضیلت ترین و ارزشمندترین عبادت ها آن است که خالص و بدون ریا باشد.

*****

6- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنْ أصْغی إلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقَدْ عَبَدَاللهَ، وَإنْ کانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبلیس فَقَدْ عَبَدَ إبلیسَ! [مستدرک الوسائل، ج 17، ص 308، ح 5]
هرکس به شخصی سخنران علاقمند و متمایل باشد، بنده اوست؛ پس چنانچه سخنور برای خدا و از خدا سخن بگوید، بنده خداست؛ و اگر از زبان شیطان سخن بگوید، بنده شیطان خواهد بود!

 

7- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

لا یَضُرُّکَ سَخَطُ مَنْ رِضاهُ الْجَوْرُ. [بحارالأنوار، ج 75، ص 380، ح 42]
کسی که طالب رضایت خداوند متعال باشد، دشمنی ستمگران، او را زیان و ضرر نمی رساند.

*****

8- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنْ خَطَبَ إلَیْکُمْ فَرَضیتُمْ دینَهُ وَأمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَکُن فِتْنَةٌ فِی الأَرْضِ وَفَسَادٌ کَبِیرٌ. [تهذیب الأحکام، ج 7، ص 396، ح 9]
هر که به خواستگاری دختر شما آید و به تقوا و تدیّن و امانتداری او مطمئن می باشید با او موافقت کنید و گرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگی در روی زمین خواهید شد.

 

9- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

لَوْسَکَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ. [کشف الغمّه، ج 2، ص 349]
چنانچه افراد جاهل، ساکت باشند ؛ مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمی شوند.

 

10- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحاً کانَ شَریکاً فیهِ. [کشف الغمّه، ج 2، ص 349]
هر که کار زشتی را تحسین و تأیید کند، در عقاب آن شریک می باشد.

*****

11- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنِ انْقادَ إلَی الطُّمَأنینَةِ قَبْلَ الْخِیَرَةِ فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَکَةِ وَالْعاقِبَةِ الْمُغْضِبَةِ. [بحارالأنوار، ج 68، ص 340، ح 13]
هر کس بدون تفّکر و اطمینان نسبت به جوانب [هر کاری، فرمانی، حرکتی و ...] مطیع و پذیرای آن شود، خود را در معرض سقوط قرار داده; و نتیجه ای جز خشم و عصبانیّت نخواهد گرفت.

*****

12- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنِ اسْتَغْنی بِاللهِ إفْتَقَرَ النّاسُ إلَیْهِ، وَ مَنِ اتَّقَی اللهَ أحَبَّهُ النّاسُ وَ إنْ کَرِهُوا. [بحارالأنوار، ج 75، ص 79، ح 62]
هر که خود را به وسیله خداوند بی نیاز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر که تقوای الهی را پیشه خود کند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار می گیرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.

 

13- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَلّیاً (علیه السلام) ألْفَ کَلِمَة، کُلُّ کَلِمَة یَفْتَحُ ألْفُ کَلِمَة. [خصال، ج 2، ص 650، ح 46]
حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم)، یک هزار کلمه به امام علی (علیه السلام) تعلیم نمود که از هر کلمه ای هزار باب علم و مسأله فرعی باز می شود.

*****

14- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

نِعْمَةٌ لاتُشْکَرُ کَسِیَّئَة لاتُغْفَرُ. [بحارالأنوار، ج 68، ص 53، ح 69]
خدمت و نعمتی که مورد شکر و سپاس قرار نگیرد همانند خطائی است که غیرقابل بخشش باشد.

*****

15- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أکْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاْجَلِ، وَحَیاتُهُ بِالْبِرِّ أکْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمْرِ. [کشف الغمّه، ج 2، ص 350]
فرا رسیدن مرگ انسان ها، به جهت معصیت و گناه، بیشتر است تا مرگ طبیعی و عادی، همچنین حیات و زندگی ـ لذّت بخش ـ به وسیله نیکی و احسان به دیگران بیشتر و بهتر است از عمر بی نتیجه.

*****

16- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

لَنْ یَسْتَکْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَةَ الاْیمانِ حَتّی یُؤْثِرَ دینَهُ عَلی شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ یُهْلِکَ حَتّی یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلی دینِهِ. [بحارالأنوار، ج 75، ص 80، ح 63]
بنده ای حقیقت ایمان را نمی یابد مگر آن که دین و احکام الهی را در همه جهات بر تمایلات و هواهای نفسانی خود مقدّم دارد. و کسی هلاک و بدبخت نمی گردد مگر آن که هواها و خواسته های نفسانی خود را بر احکام الهی مقدّم نماید.

 

17- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

عَلَیْکُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَریضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَیْنَ الاْخْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَی الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِی الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِی السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِی الْغُرْبَةِ. [حلیه الأبرار، ج 4، ص 599]
بر شما باد به تحصیل علم و معرفت، چون فراگیری آن واجب و بحث پیرامون آن مستحبّ و پرفائده است. علم وسیله کمک به دوستان و برادران است، دلیل و نشانه مروّت و جوانمردی است، هدیه و سرگرمی در مجالس است، همدم و رفیق انسان در مسافرت است; و اَنیس و مونس انسان در تنهایی می باشد.

 

18- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوی، وَ اعْلَمْ أنَّکَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَیْنِ اللهِ، فَانْظُرْ کَیْفَ تَکُونُ. [بحارالأنوار، ج 75، ص 358، ح 1]
در زندگی، صبر را تکیه گاه خود؛ فقر و تنگ دستی را همنشین خود قرار بده و با هواهای نفسانی مخالفت کن. و بدان که هیچگاه از دیدگاه خداوند پنهان و مخفی نخواهی ماند، پس مواظب باش که در چه حالتی خواهی بود.

*****

19- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنْ أتَمَّ رُکُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ. [الکافی، ج 3، ص 321، ح 7]
هرکس رکوع نمازش را به طور کامل و صحیح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.

 

20- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

الْخُشُوعُ زینَةُ الصَّلاةِ، وَ تَرْکُ ما لا یُعْنی زینَةُ الْوَرَعِ. [بحارالأنوار، ج 75، ص 80]
خشوع و خضوع زینت بخش نماز خواهد بود، ترک و رها کردن آنچه [برای دین و دنیا و آخرت] سودمند نباشد زینت بخش ورع و تقوای انسان می باشد.

*****

21- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْی عَنِ الْمُنْکَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَمَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ. [خصال صدوق، ص 42، ح 32]
امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوق الهی است، هر که آن ها را یاری و اجراء کند مورد نصرت و رحمت خدا قرار می گیرد و هر که آن ها را ترک و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار می گیرد.

 

22- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

إنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ یَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَمِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِیَأجُرَهُ عَلی ذلِکَ. [الکافی، ج 3، ص 218، ح 3]
همانا خداوند متعال بهترین و عزیزترین ثروت و فرزند مؤمن را می گیرد [و هلاک و نابود می گرداند]، چون دنیا و متعلّقات آن بی ارزش است تا در قیامت پاداش عظیمی عطایش نماید.

*****

23- قالَ له رجل: أَوصِنی بَوَصِیَّة جامِعَة مُخْتَصَرَة؟ فَقالَ (علیه السلام):

صُنْ نَفْسَکَ عَنْ عارِالْعاجِلَةِ وَ نار الاْجِلَةِ. [احقاق الحقّ، ج 12، ص 439]
شخصی به امام نهم جوادالائمه عرض کرد: مرا موعظه و نصیحتی کامل و مختصر عطا فرما؟ امام جواد(علیه السلام) فرمود: اعضاء و جوارح خود را از ذلّت و ننگ سریع و زودرس، همچنین از آتش و عذاب آخرت، در امان و محفوظ بدار.

 

24- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَةِ السُّفَهاءِ، وَصَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَةِ الْعُقَلاءِ. [کشف الغمّه، ج 2، ص 349]
معاشرت و همنشینی با بی خردان و افراد لااُبالی سبب فساد و تباهی اخلاق خواهد شد; و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشیار، موجب رشد و کمال اخلاق می باشد.

 

25- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: ١- الاْنْصافُ فِی الْمُعاشَرَةِ ٢- وَ الْمُواساةُ فِی الشِّدِّةِ ٣- وَالاْنْطِواعُ وَالرُّجُوعُ إلی قَلْب سَلیم. [کشف الغمّه، ج 2، ص 349]
سه خصلت جلب محبّت می کند: ١- انصاف در معاشرت با مردم ٢- همدردی در مشکلات آن ها ٣- همراه و همدم شدن با معنویات.

 

26- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

التَّوْبَةُ عَلی أرْبَع دَعائِم: ١- نَدَمٌ بِالْقَلْبِ ٢- وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ ٣- وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ ٤- وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ. [ارشاد القلوب دیلمی، ص 160]
شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: ١- پشیمانی قلبی ٢- استغفار با زبان ٣- جبران کردن گناه ٤- تصمیم جدّی بر این که دیگر مرتکب آن گناه نشود.

*****

27- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ: ١- إقامَةُ الْفَرائِض ٢- وَاجْتِنابُ الْمَحارِم ٣- واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِی الدّین.
سه چیز از کارهای نیکان است: ١- انجام واجبات الهی ٢- ترک و دوری از گناهان 3- مواظبت و رعایت مسائل و احکام دین.

 

28- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

وَحَقیقَةُ الاْدَبِ: اِجْتِماعُ خِصالِ الْخیْرِ، وَتَجافی خِصالِ الشَّرِ، وَبِالاْدَبِ یَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَکارِمَ الاْخْلاقِ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، وَیَصِلُ بِهِ اِلَی الْجَنَّةِ. [ارشاد القلوب دیلمی، ص 160]
حقیقت ادب و تربیت عبارت است از: دارا بودن خصلت های خوب، خالی بودن از صفات زشت و ناپسند. انسان به وسیله ادب به کمالات اخلاقی می رسد; و نیز با رعایت ادب به بهشت دست می یابد.

*****

29- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

الاْدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَیْرُ، وَهذا لا یُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ یُوصَلْ بِها إلی رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَالْجَنَّةِ، وَالاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّریعَةِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَکُونُوا أُدَباءَ حَقّاً. [ارشاد القلوب دیلمی، ص 160]
مفهوم و معنای ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است که رکیک و سبک نباشد، ولیکن این نظریّه قابل توجّیه نیست تا مادامی که انسان را به خداوند متعال و بهشت نزدیک نگرداند. بنابراین ادب یعنی رعایت احکام و مسائل دین، پس با عمل کردن به شریعت [دستورات الهی و ائمّه اطهار (علیهم السلام)]، ادب خود را آشکار سازید.

 

30- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ. [کامل الزیارات، ص 536، ح 827]
هرکس قبر عمّه ام [حضرت معصومه (سلام الله علیها) را با علاقه و معرفت] در قم زیارت کند، اهل بهشت خواهد بود.

 

31- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنْ زارَ قَبْرَ أخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْکْبَرِ. [اختیار معرفه الرّجال، ص 564، ح 1066]
هرکس بر بالین قبر مؤمنی حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روی قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مبارکه : «إنّاأنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» را بخواند، از شداید و سختیهای صحرای محشر در امان قرار می گیرد.

*****

32- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

١- الْعامِلُ بِالظُّلْمِ ٢- وَالْمُعینُ لَهُ ٣- وَالرّاضی بِهِ شُرَکاءٌ. [کشف الغمّه، ج 2، ص 348]
١- انجام دهنده ظلم ٢- و کمک دهنده ظلم ٣- و کسی که راضی به ظلم باشد، هر سه شریک خواهند بود.

 

33- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

التَّواضُعُ زینَةُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَةُ زینَةُ الْکَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَةُ الاْیمانِ، وَالسَّکینَةُ زینَةُ الْعِبادَةِ، وَالْحِفْظُ زینُةُ الرِّوایَةِ. [کشف الغمّه، ج 2، ص 347]
تواضع و فروتنی زینت بخش حسب و شرف؛ فصاحت زینت بخش کلام؛ عدالت زینت بخش ایمان؛ وقار و ادب زینت بخش عبادات؛ و دقّت در ضبط و حفظ آن، زینت بخش نقل روایت و سخن می باشد.

 

34- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

خَفْضُ الْجَناحِ زینَةُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زینَةُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زینَةُ الْحِلْمِ. [کشف الغمّه، ج 2، ص 347]
تواضع و فروتنی زینت بخش علم و دانش است؛ ادب داشتن و اخلاق نیک زینت بخش عقل می باشد؛ خوش رویی با افراد زینت بخش حلم و بردباری است.

*****

35- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

إنَّ بَیْنَ جَبَلَی طُوس قَبْضَةٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، مَنْ دَخَلَها کانَ آمِناً یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ النّار. [عیون اخبارالرّضا - علیه السلام -، ج 2، ص 256، ح 6]
همانا بین دو سمت شهر طوس قطعه ای می باشد که از بهشت گرفته شده است، هر که داخل آن شود ـ و با معرفت زیارت کند ـ، روز قیامت از آتش در امان خواهد بود.

*****

36- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

اَفضَلُ اعمالِ شیعتنا انتظارُ الفَرَج. [کمالدین ج2 باب 36 ح 1]
برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.

*****

37- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

یَخْفی عَلَی النّاسِ وِلادَتُهُ [امام عصر(علیه السلام)] ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَ کَنّیهِ.
[وسائل الشّیعه، ج 16، ص 242، ح 21466]
زمان ولادت امام عصر (علیه السلام) بر مردم ـ زمانش ـ مخفی است، و شخصش از شناخت افراد ، غایب و پنهان است. و حرام است که آن حضرت را نام ببرند; و او همنام و هم کنیه رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) است.

 

38- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

إیّاکَ وَ مُصاحَبَةُ الشَّریرِ، فَإنَّهُ کَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ، یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ یَقْبَحُ أثَرُهُ. [أعلام الدّین، ص 309]
مواظب باش از مصاحبت و دوستی با افراد شرور، چون که او همانند شمشیری زهرآلود، برّاق است؛ که ظاهرش زیبا و اثراتش زشت و خطرناک خواهد بود.

 

39- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْیَتْهُ الْمَصادِرُ. [أعلام الدّین، ص 309]
هرکس موقعیّت شناس نباشد; جریانات، او را می رباید و هلاک خواهد شد.

 

40- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ. [بحارالأنوار، ج 72، ص 109، ح 12]
عزّت و شخصیّت مؤمن در بی نیازی و طمع نداشتن به ـ مال و زندگی ـ دیگران است.

۰

تاملی بر دوران امامت امام جواد (ع)

 بخش خبری مهدیه آمل مناسبتهای مذهبی میلادامام جواد(ع)

تاملی بر دوران امامت امام جواد (ع)

تاملی بر دوران امامت امام جواد (ع)

مقدمه

امامت امام جواد(ع) از سال 302 هجری پس از شهادت امام رضا(ع) شروع و تا سال 022 هجری که آن حضرت به شهادت رسید حدود 71 سال و چند ماه و چند روز به طول انجامید.

دوران امامت امام جواد(ع) از حدود 8سالگی شروع شد. در بین ائمه اطهار(ع) امام جواد(ع) تنها امامی بود که در کودکی به امامت و در جوانی به شهادت رسید.

دوران امامت امام جواد(ع) از دو جهت حائزاهمیت و توجه و تامل خاص است:

1- همانطور که بیان شد امام جواد(ع) در دوران کودکی به امامت رسید. این مساله نیاز به توانایی شگرف علمی و معنوی داشت تا امام بتواند در آن سنین کم، به دوستانی که برای اطمینان از امامت امام نهم از ایشان سؤالاتی می پرسیدند پاسخ دهد و همچنین به انواع و اقسام ایرادها و پرسش هایی که دشمنان برای نقطه ضعف گرفتن از آن حضرت طرح می کردند جواب دهد. دقت نظر در تردیدهای دوستان و شماتت های دشمنان درستی این نظر را تأیید می کند.

2- دوران امامت امام نهم(ع) شروع دوران فترت ائمه اطهار(ع) و شیعیان است. از امام نهم به بعد، ائمه اطهار(ع) در حصر و تحت نظر خلفای عباسی قرار گرفتند. خلفای دوران امام جواد(ع) مامون و معتصم بودند.

مامون فردی سیاستمدار، سفاک، دنیاپرست و ظاهر ساز بود. به همین جهت به دلیل اینکه امام رضا را به قتل رسانده بود و در معرض اتهام بسیاری از شیعیان قرار داشت، زیرکانه و حیله گرانه خود را دوستدار امام نهم جلوه می داد و سعی می کرد که بطور نامحسوس و غیرمستقیم به کنترل امام بپردازد.

اما دشمنی مامون از چشم تیزبین امام محمدتقی(ع) دور نماند و به همین جهت امام با اصرار از بغداد به مکه و سپس به مدینه بازگشت.

استاد عادل ادیب در این باره نوشته است: وقتی مامون، امام جواد(ع) را به بغداد یا مرکز خلافت آورد، امام اصرار کرد که به مدینه بازگردد. مامون (به ناچار) با این درخواست موافقت کرد و آن حضرت به مدینه بازگشت و بیشتر عمر شریفش را در مدینه گذراند.(1)

سیدمحسن امین نیز نوشته است: پس از مدتی امام جواد(ع) برای گزاردن حج ازمأمون اجازه خواست و از بغداد به سوی مدینه حرکت کرد در این سفر ام فضل نیز آن حضرت را همراهی می کرد.(2)

همچنین شیخ عباس قمی در منتهی الامال در این باره نوشته است: مدتی که امام جواد(ع) در بغداد بود از سوء معاشرت مامون منزجر شد و از مامون رخصت طلبید و متوجه بیت الحرام شد و از آنجا به مدینه جد خود مراجعت کرد و تا مامون وفات کرد در مدینه بود.(3)

به هر حال، امام جواد(ع) به مدینه برگشت و دور از مصاحبت مامون، به زندگی خویش ادامه داد.

از بررسی تاریخ زندگانی امام نهم استفاده می شود که امام(ع) در مدینه با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با علما و مردم و حضور در مجالس مناظره به تبیین مذهب شیعه و حقانیت امامت خویش و بطور غیرمستقیم و تلویحی به رد حکومت جائر عباسی و خصوصاً مامون می پرداخت.

علامه مجلسی در این باره نوشته است: هنگامی که فصل حج فرا رسید، فقهای بغداد و شهرهای دیگر و دانشمندان سایر بلاد که هشتاد نفر بودند به حج رفتند و سپس به مدینه رفته و با اباجعفر دیدار کردند.(4)

برای پاسخ به این پرسش که چرا امام جواد(ع) در بغداد و در کنار مامون عباسی نماند و به مدینه بازگشت می توان به این دلایل اشاره کرد:

1- امام جواد(ع) بیش از هر کس و کاملا مامون را می شناخت و به همین جهت از مکر و حیله و جنایت او خود را در امان نمی دید به همین جهت مصلحت خویش را در دوری از مامون می دید.

2- مصاحبت امام جواد(ع) که مظهر معنویت و صداقت و تقوا بود با مامون عباسی که مظهر جنایت و شقاوت و رذالت بود برای آن حضرت سخت و ناگوار بود چون هیچ وجه مشترکی با هم نداشتند.

3- دیدار قاتل پدر، مورد رضایت امام(ع) نبود و اصولا آن حضرت مایل به زندگی در کنار کسی که پدرش را به شهادت رسانده بود نبود.

4- امام محمد تقی(ع) اگر در بغداد می ماند تحت نظر مستقیم مامون و وزرا و اطرافیان او بود و امکان فعالیت سیاسی و فرهنگی پیدا نمی کرد.

5- اگر امام جواد(ع) در بغداد باقی می ماند، مامون می توانست چنان وانمود کند که مردم فکر کنند او از تایید امام(ع) برخوردار است و اختلافی میان علویان و عباسیان و بین آنها نیست و در نتیجه خط و مشی امامت و خلافت یکسان است و امام(ع) مایل به چنین برداشتی از سوی مردم نبود.

6- اگر امام نهم(ع) در بغداد باقی می ماند به دلیل خط و مشی خلفای عباسی و فرهنگ حاکم بر دربار مامون، امکان ارتباط نزدیک با شیعیان خاص و ملاقاتهای مردمی را نداشت و به همین جهت نمی توانست به وظایف امامت خویش عمل کند.

7- امام به صورت مستقیم (البته به افراد مطمئن و خاص) و غیرمستقیم به همه مردم غیرشرعی بودن حکومت مامون را گوشزد می کرد و این کار در دربار مامون و بغداد امکان پذیر نبود.

8- از شهادت امام نهم(ع) در جوانی به دست معتصم عباسی می توان فهمید که امام با شدت و بدون ملاحظه با دستگاه خلافت عباسی مبارزه می کرده است و چنین مبارزه ای در بغداد و در کنار مامون برای امام جواد(ع) امکانپذیر نبود. زمینه سیاسی مبارزات امام جواد(ع) در مدینه بهتر از بغداد بود.

9- اصولا کارهای شیطانی مامون موجب انزجار امام نهم(ع) بود بطوری که به قول شیخ عباس قمی: سوء معاشرت مامون و آزارها و اذیت های او برای امام(ع) طاقت فرسا و مشکل ساز بود و ادامه زندگی برای آن حضرت در بغداد مشکل بود. به عبارت دیگر زندگی عادی امام هم در کنار مامون برای آن حضرت مطلوب نبود.

10- حضور امام نهم(ع) در بغداد و شرکت او در مجالس و مناظره هایی که مامون ترتیب می داد و پیروزی امام بر بزرگان مذاهب ، موجب حسادت آنها و سعایت نزد مامون می شد. امام جواد(ع) با رفتن از بغداد می توانست از حسادت و سعایت حسودان و سخن چینان خود را در امان نگهدارد. در حقیقت امام نهم(ع) با این کار فاصله مناسبی از بدخواهان می گرفت تا از شرشان در امان بماند.

11- به نظر می رسد که امام جواد(ع) از «ام فضل» دختر مامون چندان دلخوش و راضی نبود. ام فضل در محیط فاسد پرورش یافته بود و وجود او از پدر جنایتکاری بود که خلافت را غصب کرده و دستش به خون امام رضا(ع) رنگین بود. چنین دختری هرگز نمی توانست همسر مناسبی برای امام جواد(ع) باشد. به همین جهت مکرر از دست امام جواد(ع) به پدرش شکایت می کرد. در صورتی که امام در بغداد و در کنار مامون و افراد فامیل ام فضل باقی می ماند، آن زن جاهل از نظر خانوادگی نیز برای امام مشکل بیشتری ایجاد می کرد تا اینکه امام او را از اطرافیان نابکارش دور کرده و در یک محیط معنوی او را محدود نماید.

12- امام جواد(ع) در بغداد هم از جهت فکری و هم از جهت نبود بستگان غریب بود اما مدینه شهری معنوی و مذهبی و جایگاه خاندان عصمت و طهارت و نزدیکان امام جواد بود در حالی که بغداد شهری سیاسی و جایگاه حقه بازان و سیاست بازان و دروغ پردازان بود از این جهت نیز امام نهم(ع) ترجیح می داد که در محیط اجتماعی معنوی مدینه النبی زندگی کند نه در محیط سیاست زده و خفقان آمیز بغداد و در میان منافقان و دین به دنیافروشان و...

13-مدینه جایگاه شیعیان و محبان اهل بیت عصمت و طهارت بود و امام نهم(ع) در این شهر بهتر می توانست به تبیین دیدگاه های فقهی و علمی و سیاسی خویش بپردازد و پذیرش امام برای مردم مدینه بهتر و بیشتر بود برعکس بغداد نه فقط خالی از این ویژگی ها بود بلکه حتی بسیاری از مردم امام(ع) را نمی شناختند یا بر اثر تبلیغات مسموم دربار، نسبت به امام کینه یا دشمنی جاهلانه یا عالمانه داشتند.

به عبارت دیگر: مامون امام جواد(ع) را از مدینه که کانون علویان و جایگاه مناسب برای امام جواد(ع) و مرکز خطر برای عباسیان بود به بغداد آورد تا امام را کنترل کرده و مدینه را از وجود محور خطر علیه خود خالی سازد و امام جواد(ع) به مدینه، شهر مطلوب خویش بازگشت تا به نقش خود در فعال نگهداشتن علویان و مبارزه با سردسته ظالمان و حکومت عباسی تداوم بخشد.

البته عباسیان بغداد هم از حضور امام جواد(ع) در بغداد و نزد مامون که به ظاهر به او احترام می گذاشت چندان راضی نبوده اند و شاید بعضی از آنها زمینه رضایت دادن مامون به رفتن امام از بغداد به مدینه را فراهم کرده باشند:

دونالدسون که یکی از مستشرقین است قسمتی از ترس و وحشت عباسیان را این طور بیان کرده است: «بعد از گذشت یکسال از ازدواج امام(ع) خلیفه به ایشان و همسر جوانش اجازه داد که به مدینه منوره رفته و در آنجا اقامت کنند این مسئله مورد موافقت همه عباسیان بود چون دوست نداشتند ببینند امام(ع) از مقام والا و احترام خاصی نزد مامون برخوردار است(5)

در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که با این همه تضادی که بین امام جواد(ع) و مأمون عباسی وجود داشت، چگونه آن حضرت با ازدواج با دختر مأمون موافقت کرد؟

برای اینکه پاسخ درست و منطقی برای این سؤال داشته باشیم لازم است که به شرایطی که امام جواد(ع) در آن شرایط به امامت رسیده است و نیز حیله گری و دسیسه سازی و سیاست بازی مأمون عباسی با دقت بیشتری نظر بیندازیم:

همانطور که گفته شد مأمون می خواست با نزدیک کردن ظاهری خود با امام جواد(ع) و تزویج دختر خود «ام فضل» به او و همچنین نگهداری آن حضرت در دربار خویش به پیروان امام و علویان عملا بقبولاند که شما دنبال کسی هستید که با ما یکی است! هم با ما نسبت سببی پیدا کرده و داماد ما است و هم ولیعهد و نزدیک و مشاور همراه ماست. ما از هم جدایی نداریم و به همین جهت اگر کسی بخواهد علیه مأمون کاری کند، کار او علیه امام جواد(ع) هم به نوعی تلقی می شود!! و با این حیله ها، برای خود و حکومتش وجاهت کسب کند.

این سیاست بازی و حقه بزرگی که مأمون دست به آن زد از او بعید نبود زیرا بعضی از مورخان در بین خلفای عباسی او را از دانشمندترین و سیاست بازترین و قاطع ترین می دانند و سرکوب امین و قیام های متعدد در دوران او را از دلایل این سیاست و قاطعیت می دانند.

پس در وهله اول مصلحت امت اسلام ایجاب نمی کرد که امام جواد«ع» که در آن دوران نوجوان 8 ساله ای بود با او مقابله کند. درحقیقت امام جواد(ع) بین پذیرش شهادت در این سن و قبول دامادی مأمون باید یکی را انتخاب می کرد که امام با درک درست و الهی خویش تن به ازدواج با دختر مأمون داد و حداقل توانست هم 20 سال به مبارزه درست و حساب شده با خلفای عباسی بپردازد و به تقویت بنیه علمی و فکری و اقتصادی شیعیان بپردازد و هم با ازدواج با «سمانه مغربیه» دارای همسری باوفا و مومن باشد و هم از این فرصت و ازدواج امام هادی(ع) حاصل شود که ادامه دهنده امامت باشد و در کنار این مواهب با دوری از «ام فضل» از او فرزندی نداشته باشد و در حد اسم شوهر او باشد.

درحقیقت هیچگاه «ام فضل» به عنوان همسر همراز امام توسط آن حضرت پذیرفته نشده است. گلایه های متعدد «ام فضل» نزد مأمون از بی توجهی امام جواد(ع) به او، گواه این سخن است. حرکت امام جواد(ع) پس از ازدواج به سوی مدینه و دوری از سامرا که مرکز سیاست و جبهه و جنگ و حیله و نفاق عباسیان بود نیز در همین چارچوب و براساس همین سیاست امام جواد(ع) قابل تبیین است.

از سوی دیگر برای اینکه به نیت واقعی مأمون در عرصه نزدیک کردن امام جواد(ع) به خود آگاه شویم می توانیم به برخورد او با امام رضا(ع) و شهادت آن حضرت توجه کنیم و از سوی دیگر نیز می دانیم که مأمون برای حفظ قدرت خلافت برادر خویش را به قتل رساند! کسی که حاضر باشد برای ماندن بر منصب قدرت دست به قتل برادر خویش بزند آنرا به دیگری واگذار نخواهد کرد.

شاهد این سخن آن است که مأمون پس از آنکه بر امین غلبه یافت و پایتخت خود را از خراسان به بغداد منتقل کرد جامه سبز خویش را که به نشانه علاقه به علویان به تن می کرد کنار گذاشت و دوباره همان جامه سیاهی را که خلفای عباسی می پوشیدند پوشید. به عبارت بهتر او در هر مقطع زمانی با سیاست بازی و حقه بازی و دغلکاری سعی در کنترل احساسات عمومی مردم و تحت سیطره قرار دادن دشمنانش به انحاء مختلف داشت.

در این عرصه می توان حرکت های متعدد و زیگزاگی و متضاد مأمون را شناخت و جوابی برای کارهای کاملا متضاد و برخوردهای واقعا دوگانه او با اطرافیان نزدیک مثل امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و حتی فضل بن سهل پیدا کرد.

به این ترتیب، امام جواد(ع) با فراست و هوشیاری خود را از دام حیله و تزویر مأمون عباسی رهاند و به مدینه النبی و بین بستگان و دوستان اهل بیت عصمت و طهارت بازگشت.

امام جواد(ع) در سال 203 توسط مأمون عباسی به بغداد فراخوانده شده است و پس از ازدواج با «ام فضل» که با دستور و اصرار (و شاید اجبار) مأمون همراه بوده است به مدینه بازگشته است.

مدت حضور امام نهم(ع) در این سفر در بغداد به درستی مشخص نیست. مسعودی در این باره نوشته است:

هنگامی که امام رضا(ع) از دنیا رفت، مأمون در پی فرزند آن حضرت، امام جواد(ع)، فرستاد و وی را به بغداد برد و او را نزدیک خانه خود در آن شهر سکنی داد و دخترش ام الفضل را به ازدواج وی درآورد.(6)

سبط بن جوزی هم در این باره آورده است: چون امام رضا(ع) وفات یافت، فرزندش محمد ملقب به جواد نزد مأمون آمد.(7)

به نظر نمی رسد که مدت اقامت امام جواد(ع) در بغداد با توصیفی که از دلایل عدم همکاری امام(ع) با مأمون عباسی گفتیم، طولانی و بیش از یکسال بوده باشد. بنابراین امام جواد(ع) از سال 204 تا سال 220 که دوباره توسط معتصم عباسی به اجبار به بغداد فراخوانده شد، حدود 16 سال و چند ماه در مدینه زندگی کرده است. شیخ مفید زمان ورود امام محمد تقی(ع) برای بار دوم به بغداد تا زمان شهادت امام را یازده ماه ذکر کرده است(8)

 

گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان

پى ‏نوشتها:

1-تحلیل زندگانی پیشوایان ما- استاد عادل ادیب- صفحه 250

2-سیره معصومان- سیدمحسن امین-صفحه 226

3-منتهی الآمال

4-بحارالانوار- علامه مجلسی- ج 50 صفحه 10

5- دونالدسون- دائره المعارف عتبات مقدسه- جلد اول- صفحه 232

6- اثبات الوصیه- مسعودی

7- تذکره الخواص- ابن جوزی

8- ارشاد- شیخ مفید- صفحه 299

۰

سیمای شخصیتی امام جواد (علیه السلام)

 بخش خبری مهدیه آمل مناسبتهای مذهبی زندگی درمکتب اهل بیت(ع) میلادامام جواد(ع)

سیمای شخصیتی امام جواد (علیه السلام)

سیمای شخصیتی امام جواد (علیه السلام)

وارث امامت:

امام هشتم شیعیان جهان حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام چهل و ششمین بهار عمر شریف خویش را پشت سر گذاشته بود لیکن هنوز جهان به نور جمال نهمین ستاره تابناک آسمان ولایت و امامت منور نشده بود.

این موضوع باعث تشویش خاطر و نگرانى شیعیان شیفته ولایت از یک طرف و گستاخى معاندان امامت از سوى دیگر شده بود که در طلیعه سخن از هر کدام نمونه اى ذکر مى شود.

از کلثم بن عمرن روایت شده است که گفت من به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم : شما که فرزند دوست دارى پس دعا کن تا خدا پسرى به تو مرحمت فرماید. حضرت رضا علیه السلام فرمود: فقط یک پسر به من نصیب مى شود که او وارث امامت من خواهد بود(1).

حسن بن بشار واسطى گوید: حسن بن قیام صیرفى از من خواست که از امام رضا علیه السلام براى او اجازه شرفیابى بگیرم و من اجازه گرفتم ، وقتى به محضر امام رسید گفت : آیا تو امام هستى ؟
امام رضا علیه السلام فرمودند: بله
گفت : همانا من شهادت میدهم که تو امام نیستى .
امام به او فرمودند: تو از کجا مى دانى که من امام نیستم ؟!
گفت : من از امام صادق نقل مى کنم که ایشان فرمودند: امام عقیم نمى شود و تو به این سن رسیده اى و پسر ندارى .
امام رضا علیه السلام سرش را به سوى آسمان بلند کرد و فرمود: خدایا من تو را شاهد مى گیرم که چندى نمى گذرد مگر اینکه به من فرزندى روزى فرمایى که زمین را از عدل و داد پر مى کند همانطورى که از ظلم و ستم پر شده .
حسین بن بشار گوید: ما وقت را محاسبه کردیم فاصله این ماجرا و تولد امام نهم علیه السلام ماههاى باردارى بود(2).

ولادت :

حکیمه خاتون دختر حضرت موسى بن جعفر علیه السلام روایت مى کند که : یک روز برادرم حضرت رضا علیه السلام مرا خواست و فرمود: امشب فرزند مبارک خیزران متولد مى شود و لازم است که تو در زمان ولادت حاضر باشى .
من در حضور حضرت رضا علیه السلام ماندم زمانیکه شب فرا رسید آن بزرگوار مرا با خیزران و زنان قابله وارد اطاق و خود آن حضرت پس از آن که چراغى براى ما روشن کرد از اطاق خارج شد و در را به روى ما بست.

زمانى که درد زایمان بر سبیکه مادر آن حضرت عارض شد و ما او را در میان طشت جاى دادیم، چراغ خاموش شد و خاموشى آن باعث اندوه ما گردید.

در همین زمان بود که نهمین خورشید امامت طلوع کرد و در میان طشت جاى گرفت پرده نازکى که مثل جامه بود آن بزرگوار را فراگرفته بود، نورى از جمال حضرت جواد ساطع شد که همه اطاق روشن گردید و ما از چراغ بى نیاز شدیم.

من حضرت امام محمد تقى علیه السلام را در بر گرفته و در دامنم جاى دادم و آن پرده نازکى که آن عزیز را احاطه کرده بود از صورت مبارک ایشان دور کردم، در این زمان حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام وارد اطاق گردید و بعد از آنکه امام محمد تقى علیه السلام را در میان لباس هاى پاک پیچیده بودیم از ما گرفت و آن برگزیده خدا را در میان گهواره گذاشت و آن را به من سپرد و فرمود: از این گهواره جدا مشو.

وقتى روز سوم ولادت آن حضرت فرا رسید چشمان مبارک خود را به سوى آسمان گشود و پس از آنکه به طرف راست و چپ خود نگاه کرد فرمود:
اشهد ان لااله الالله و ان محمدا رسول الله صلى الله علیه و آله من همینکه این اعجاز از حضرت جواد علیه السلام مشاهده کردم به حضور امام رضا علیه السلام شتافته جریان را به عرض ایشان رساندم حضرت در جواب من فرمود: آن معجزاتى که بعد از این از امام جواد علیه السلام خواهى دید بیش از این است که فعلا دیدى (3).

مسعودى درباره این موضوع از حکیمه خواهر امام رضا علیه السلام چنین نقل مى کند:
حکیمه مى گوید: زمانیکه مادر ابى جعفر علیه السلام حامله شد به امام رضا علیه السلام نوشتم جاریه تو سبیکه حامله شده پس امام - در جوابم - نوشت او ساعت فلان از روز فلان از ماه فلان حامله شده پس زمانى که او وضع حمل مى کند هفت روز ملازمش باشد. زمانیکه مادرش او را به دنیا آورد به زمین افتاد و گفت : اشهد ان لااله الالله و ان محمدا رسول الله صلى الله علیه و آله .
و در روز سوم عطسه کرد و فرمود: الحمدلله صلى الله على محمد و على الائمة الراشدین .

حالات امام رضا علیه السلام پس از ولادت امام نهم

وقتی که حضرت جواد علیه السلام متولد شد امام رضا علیه السلام در تمام شب بالاى گهواره اش با آن حضرت گفتگو مى کرد و آن برگزیده خدا را نوازش مى فرمود.

پس از این که چند شب متوالى امام این عمل را انجام می داد کلثم بن عمران گوید به امام عرض کردم : فدایت شوم براى مردم قبل از ما نیز فرزندانى متولد مى شد آیا همه مردم فرزندان خود را اینطور عادت می دادند؟
امام در جوابم فرمود: واى بر تو، این عمل عادت دادن نیست ، بلکه من علم و دانش به فرزند خودم مى آموزم.

در آن شبى که حضرت امام محمد تقى علیه السلام متولد شد. حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام به یاران خود فرمود: امشب پسرى شبیه حضرت موسى بن عمران که دریاها را شکافت براى من متولد شده ، آن بانویى که یک چنین پسرى را زائیده پاک و پاکیزه است، آنگاه فرمود: پدر و مادرم فداى آن شهیدى (یعنى امام جواد علیه السلام ) که اهل آسمان براى او گریه مى کنند آن بزرگوار، شهید غیظ و غضب خواهد شد. خدا به قاتل آن حضرت غضب مى کند. قاتل آن برگزیده خدا، در دنیا چندان نمى ماند، خداوند او را به سرعت دچار عذاب دردناک خویش ‍ خواهد کرد(4).

در نقلى دیگر چنین آمده: خدا به من فرزندى بخشید که شبیه است به موسى و مانند عیسى بن مریم است ، یزدان مادر او را پاک آفرید آنگاه فرمود این فرزند من به جور و ستم کشته خواهد شد.
قاتل و جفا کننده اش بعد از شهادت فرزندم از زندگانى بهره اى نخواهد برد و به زودى گرفتار مى شود(5).

تاریخ ولادت :

راجع به روز و ماه تولد حضرت امام محمد تقى علیه السلام حداقل چهار قول هست :

1- مرحوم کلینى در اصول کافى و مرحوم شیخ مفید در ارشاد فقط رمضان 195 ه‍.ق را ذکر کرده اند(6).

2- مرحوم فتال در روضة الواعظین و مرحوم ابن شهر آشوب در مناقب(7) و مرحوم اربلى در کشف الغمه روز ولادت را 19 رمضان 195 ه‍.ق ذکر کرده اند.

3- قولى هم وارد شده که 15 رمضان 195 ه‍.ق روز ولادت آن حضرت است.

4- 10رجب 195 ه‍ ق را مرحوم احمد بن محمد عیاش را مقتصب الاثر روز ولادت امام نهم دانسته است.

از ایام هفته شب جمعه و به نقلى مضامین وارده در دعاى ناحیه مقدسه قول چهارم را تایید مى کند که: اللهم انى اسئلک بالمولودین فى رجب محمد بن على الثانى وابنه على بن محمد المنتجب.

مشخصات شناسنامه اى

کنیه: ابوجعفر، ابوجعفرالثانى نیز گویند، چون ابوجعفر اول کنیه امام پنجم است و بطور خاص ابوعلى هم به امام نهم گفته مى شود(8).

القاب : جواد تقى ، قانع ، مرتضى ، نجیب ، منتجب ، متقى ، زکى ، متوکل ، مرتضى ، المختار، عالم که اشهر القاب ایشان جواد و تقى است.

نام پدر: حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام ثامن الائمه

نام مادر: سبیکه امام رضا علیه السلام ایشان را خیزران نامید.

مدت عمر: مشهور 25 سال و سه ماه و 3 یا 12 یا 15 یا 18 روز از روى تحقیق 24 سال و کسرى که کسرى آن : سه ماه و 24 روز، 4 ماه و 20 یا 25 روز، 2 ماه و 15 یا 16 یا 18 یا 20 روز، 1 ماه و 11 یا13 یا15 روز 12، مى باشد.

مدت امامت : هفده سال که در زمان خلافت ماءمون عباسى به امامت رسید و در عصر، معتصم به شهادت رسید(9).

اولاد: پسران : ابوالحسن امام على نقى علیه السلام - ابواحمد موسى مبرقع - حسین - عمران و دختران آن حضرت : فاطمه ، خدیجه ، ام کلثوم و حکیمه (10).

و نسل آن حضرت از دو پسر: امام على نقى علیه السلام و موسى مبرقع هستند.
و شیخ مفید فرزندان ایشان را چنین معرفى مى کند: على هادى علیه السلام موسى ، فاطمه ، امامه (11).

نقش خاتم

چندین نقش بر خاتم حضرت جواد علیه السلام نقل شده : 1- حسب الله حافظى بر نگین نقره و به قولى بر عقیق سرخ و اى براى کفایت مهمات مجرب است.

2- الشکر بدوام النعم یعنى سپاس خدا را بخاطر استمرار نعمتها این کلمه در نگین براى زیاد شدن نعمت و ایجاد وسعت در معیشت نفعى عظیم دارد.

3- المهیمن عضدى یعنى نگهبان بازوى من (قدرت من ) این نیز براى تقویت یافتن بر همه چیز نافع است.

4- نعم القادر الله

5- العزة لله همانند نقش خاتم پدر بزرگوار امام رضا علیه السلام(12)

شاعر امام نهم علیه السلام : حماد. و دربان ایشان : عمروبن الفرات (13).

سیماى امام جواد علیه السلام

ترکیبى در نهایت کمال نزاکت و ابروهاى کمانى پیوسته باریک و چون گل محمدى سرخ و سفید، چشم سیاه و درشت ، بینى کشیده باریک ، دندانهاى ریز سفید چون در خوشاب (درخشنده ) گوش هاى بزرگ ، انگشتان رسا و کشیده ، بین دو کتفه گشاده ، کمر باریک ، سینه و شکم هموار و مساوى یکدیگر و خطى از موهاى رعنا از میان سینه تا به نزدیک ناف کشیده ، محاسن سیاه و برهم پیچیده (فر) گردن بلند قامت متوسط مایل به بلندى ، مفاصل قوى ، در یکى از دو کتف مقدس نقش مهر امامت ظاهر و نمایان بود(14).

پى‌نوشتها:

1-اثبات الوصیه ، مسعودى ص 210 - عیون المعجزات - اصول کافى ج 1 ص 320 - ارشاد ص ‍ 318.
2-اثبات الوصیه ، ص 210.
3-مناقب ابن شهرآشوب - ج 4، ص377
4-اثبات الوصیة ص 210.
5-بحارالانوار ج 50، ص 15.
6-کافى ، ج 1، ص 492.
7-روضة الواعظین مجلس 26، مناقب ج 4، ص 379.
8-مناقب ج 4، ص 379 - تهذیب الاحکام شیخ طوسى - ج 6، ص 90 باب37
9-زندگانى حضرت امام جواد و جلوه هاى ولایت - مدرسى چهاردهى ص 23 و 22.
10-تحفة الازهار فى نسب انبیاء الائمه الاطهار- دلائل الامامه ص 209
11-ارشاد مفید ص 316.
12-دلائل الامامه ص 209.
13-ثلاثة ائمه ، ص 56، نورالابصار، ص 282
14-جنات الخلود، چاپ تهران .

منبع:سایت بلاغ

۰

ویژه نامه طلوع ترجمان القرآن

 بخش خبری مهدیه آمل مناسبتهای مذهبی میلادامام جواد(ع)

ویژه نامه طلوع ترجمان القرآن

مقالات مناسبتی:

سیمای شخصیتی امام جواد (علیه السلام)

تاملی بر دوران امامت امام جواد (ع)

امام جواد علیه السلام مولودی با برکت

سخنرانی های ویژه میلاد امام جواد(ع) :

مکاتبات امام جواد (ع)-دکتررفیعی

اهتمام امام جواد(ع) به امور مردم- دکتررفیعی

حکایتی از امام جواد (ع)-حجت الاسلام هاشمی نژاد

مقام و منزلت امام جواد (ع)-آیت الله جوادی آملی

حکایتی از امام جواد (ع)-حجت الاسلام انصاریان

اشعار مناسبتی :

اشعار ویژه میلاد امام جواد علیه السلام

پیامک مذهبی :

پیامک ویژه میلاد امام جواد علیه السلام

کلمات گهرباری از امام جواد(ع) :

چهل حدیث از امام جواد(ع)

نرم افزارهای امام باقر(ع) :

نرم افزار پرهیزگار

نرم افزار چکیده ای از زندگی امام جواد علیه السلام

نرم افزار چهل داستان و چهل حدیث امام جواد علیه السلام

نرم افزار یا جواد الائمه(والپیپر زنده)

نرم افزار زندگی نامه امام جواد(ع)

نرم افزار شناخت امام جواد (ع)

منبع: سایت بلاغ