مهدیه آمل

مهدیه شهرستان آمل درسال 1335 تاسیس وشروع به کار کرده است

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

بانک رسانه مهدیه آمل

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

حسینیه

معرفی کتاب مهدوی

پیوندهای تصویری

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

پيوندها

شهدای شاخص

سایت علما و مراجع

گالری تصاویر

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علمای دین» ثبت شده است

۰

بیانات رهبری انقلاب در دیدار خانواده آیت‌الله مصباح یزدی

 بخش خبری مهدیه آمل رهبری انقلاب زندگی به سبک علمای اخلاق علمای دین

بیانات رهبری انقلاب در دیدار خانواده آیت‌الله مصباح یزدی

بیانات رهبری انقلاب در دیدار خانواده آیت‌الله مصباح یزدی

به مناسبت دومین سالگرد درگذشت عالم ربانی، آیت‌الله مصباح یزدی
بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش‌ آمدید. بعد از مدّتها آقایان را و بعضی از خانمها را زیارت کردیم. بزرگداشت جناب آقای مصباح یکی از واجبات کارهای حوزه و روحانیّت و ماها و همه است و بزرگداشت ایشان به معنای زنده نگه داشتن جهت‌گیری ایشان و راه ایشان است.

مرحوم آقای مصباح (رضوان ‌الله ‌علیه) یک خصوصیّات منحصربه‌‌فردی داشتند که من در مجموعه‌ی فضلای برجسته‌ی قم که از قدیم می‌شناختیم، و حالا هم  بحمدالله برکات بعضی‌شان ادامه دارد، نگاه میکنم، جامع این خصوصیّات را کسی مثل مرحوم آقای مصباح مشاهده نمیکنم؛ علم فراوان، فکر خوب و نوآور، بیان رسا و واضح، انگیزه‌ی تمام‌نشدنی و بی‌نظیر، خلقیّات و رفتارهای شایسته و برجسته، سلوک و معرفت و توجّه معنوی و مانند اینها؛ مجموع اینها را واقعاً انسان نمیتواند پیدا کند. اینها در آقای مصباح جمع بود.

بالاخره رفتن برای همه هست: اِنَّکَ مَیِّتٌ وَ اِنَّهُم مَّیِّتُون؛(۱) اگر چه خسارت است امّا بالاخره چاره‌ای نیست، ناگزیریم؛ علاج این است که آن راه ادامه پیدا کند؛ آن ابتکار و آن کارهایی که ایشان کرده‌اند: همین «طرح ولایت» یکی از ابتکارات ایشان است؛ همین تشکیلات عظیم مرکز تحقیقات امام خمینی(۲) یکی از همان ابتکارات است؛ کتابهایی که ایشان نوشته‌اند، چه کتابهای علمی، چه آنچه مربوط به اخلاقیّات و معنویّات و [برای] استفاده‌ی عموم و مانند اینها است، یکی از‌ آن کارها است؛ اینها را نباید گذاشت تعطیل بشود. الحمدلله آثار ایشان از همه جهت خوب است؛ آثار صوتی ایشان خیلی آثار خوبی است. سخنرانی‌های ایشان را یک مدّتی که در آن حسینیّه سخنرانی داشتند، در عصرهای ماه رمضان تلویزیون پخش میکرد؛ من می‌نشستم پای تلویزیون گوش میکردم؛ نمیدانم کِی بود. حالا من عصری می‌نشستم گوش میکردم؛ عصر ماه رمضان بود. به ایشان گفتم؛ گفتم اینها خیلی برجسته است، واقعاً خیلی خوب است؛ آدم می‌نشیند گوش میکند، واقعاً استفاده میکند. خب اینها نبایستی متوقّف بشود؛ نباید مسکوت بماند، فراموش بشود. ایشان آثار صوتی دارند، آثار مکتوب دارند، آثار مؤسّسه و بنیانهای مؤسّساتی، مثلِ آنهایی که اسم آوردیم ــ یا شاید هم غیر آنها که من خبر ندارم ــ دارند، الحمدلله فرزندان خوبی دارند، آقازاده‌های خوبی دارند؛ وَ بَثَّ مِنهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساء؛(۳) الحمدلله؛ برکات نسلی‌شان هم برکات خوبی است.

در مورد حفظ آثار، نکته‌ای که وجود دارد، این است که نگذاریم این آثار کهنگی پیدا کند. یعنی آن روزی که ایشان این مؤسّسه‌ی امام خمینی را راه انداختند، یک کار تازه‌ای بود؛ آیا امروز هم اگر به همان شکلی که اوّل راه افتاده، اداره بشود، باز هم تازه است؟ این، جای سؤال است؛ این به عهده‌ی شماها است. آقای رجبی(۴) و شما آقایان ببینید چه کار باید کرد که آن تازگی و طراوت حفظ بشود. آن اوّلی که ایشان این کار را شروع کردند، خب یک کار خیلی نوِ جدیدی بود، توجّه‌هایی را به خودش جلب کرد؛ حالا هم باید همان جور باشد.

یا مثلاً کتابهای ایشان. خب حالا بعضی از کتابها، کتابهای علمی است، کتاب درسی است، مثلاً فرض کنید فلسفه؛ خب حفظش به این است که در حوزه در جاهایی که مقتضی است تدریس بشود؛ امّا برخی از آثار مکتوب ایشان آثاری است که باید در ذهنها جایگزین بشود؛ بحث علم و فن و مانند اینها نیست؛ فکر است؛ باید در ذهن مخاطب بنشیند. چه جوری میشود نشاند؟ امروز با صِرف اینکه حالا تعداد نسخه‌هایی که از یک کتاب چاپ میشود، بالا باشد یا پایین باشد، مسئله تمام نمیشود؛ یعنی این جور کتابهای فکری [این جوری حفظ نمیشود]. چرا، بعضی از کتابها هست که وقتی تعداد و تیراژ بالا برود، این یک موفّقیّت است؛ فرض کنید کتابهایی که در شرح حال شهدا مینویسند؛ خب هر چه افراد بیشتر بخوانند، بیشتر بهره‌مند میشوند. کتابهای فکری این جوری نیست؛ کتابهای فکری لازم است در فکر رسوخ کند؛ و این، صرفاً با نشر کتاب حاصل نمیشود. شما نگاه کنید غربی‌ها در این کارها خوب واردند، خوب بلدند؛ ببینید مثلاً فرض کنید فلان متفکّر، حالا مثلاً هِگل مگر چند کتاب نوشته؟ افکارش را از داخل این کتابها استخراج میکنند و درمی‌آورند، تخلیص میکنند، خلاصه میکنند، آن فکر را با بیانهای مختلف، با زبانهای مختلف، با شیوه‌های مختلف پخش میکنند، منتشر میکنند. این کار [در مورد ایشان هم] باید انجام بگیرد.

من البتّه گمان میکنم قبلها به خود مرحوم آقای مصباح (رضوان ‌الله علیه) یا شاید به بعضی از شاگردهای ایشان راجع به ملّاصدرا این حرف را زدم که کتاب ملّاصدرا تدریس میشود، امّا لبّ حرفهای ملّاصدرا چیست؟ ملّاصدرا چند مسئله‌ی اساسی دارد؛ اینها را پیدا کنید، بکشید بیرون، روی اینها بحث بشود، کار بشود، کتاب نوشته بشود، مباحثه بشود؛ این لازم است. در مورد خود آقای مصباح همین جور است و باید این جوری بشود. نگاه کنید، ببینید آن جهت‌گیری فکری ایشان، آن نقطه‌ی تمرکز فکری ایشان چیست، چه در مسائل فلسفی، چه در مسائل اجتماعی، چه در مسائل اعتقادی و فکری، در فضای مجازی و از این قبیل پخش میشود ــ یک تکّه حرف را پخش کنید، این منتشر بشود، در ذهنها بماند، به زبانها بیاید، تکرار بشود؛ و مثل مَثَلِ سائر(۵)‌ که در زبانها تکرار میشود و میمانَد، این فکر بماند، معلوم بشود این، فکر آقای مصباح است؛ تا افراد اسم آقای مصباح را می‌آورند، هر کسی که دیده این تکّه‌ها را، این نوشته‌ها را، ذهنش به یکی از اینها متوجّه بشود، یادش بیاید. مثلاً یکی از راه‌های پخش فکرِ یک آدمِ متفکّر برجسته‌ی عمیقی مثل آقای مصباح این است.

صوت هم خیلی خوب است. حالا شاید لازم نباشد از اوّل تا آخرِ یک سخنرانی را پخش کنیم ــ ‌آن [کار] شاید یک مقداری تأثیر را هم کم کند ــ امّا بالاخره میتوان از یک صوتِ یک ساعته یا مثلاً سه ربع ساعته‌ای که مستمع را کاملاً جذب میکرده، مثلاً یک ربع ساعت مطلب درآورد.

یکی از چیزهایی که در این جلساتِ داخل حسینیّه‌ی(۶) ایشان نظر من را خیلی جلب میکند، این است که وقتی [فیلم آن را] پخش میکنند، آدم میبیند اوّلاً مستمعین که متراکم نشسته‌اند، همه جوانند، یعنی مثلاً یک آدم مسنّ بالای چهل سال شاید در اینها دیده نمیشود؛ همه جوانند. و [ثانیاً] همه همین طور محوند! این خیلی مهم است. من چون خودم سخنرانم، ده‌ها سال [سخنرانی کرده‌ام]، به این نکات توجّه دارم. چه زمانی هست که سخنران احساس میکند موفّق است؟ این نگاه‌ها و برخوردها و به‌اصطلاح آن نمایشهایی که از رفتار مستمع وجود دارد، نشان‌دهنده‌ی یک حقیقتی است؛ این را شما در سخنرانی‌های ایشان مشاهده میکنید، یعنی این من را خیلی جلب میکند. ایشان چه دارد میگوید که این جور همه‌ی دلها را، چشمها را مجذوب کرده، مبهوت کرده؟ این تکّه‌های خاص را پیدا کنید، مکرّر پخش کنید.

خوشبختانه صدا و سیما نسبت به این قضیّه روی خوش نشان داده. حالا گاهی اوقات هست مسئولانِ رسانه‌ها و مانند اینها روی خوش به یک چیزی نشان نمیدهند، [ولی] نسبت به کارهای ایشان الحمدلله صدا و سیما گرایش خوبی دارد و در ساعات مختلف [پخش میکند]. من گاهی عبور میکنم، [وقتی] نگاه میکنم میبینم، یا گاهی نشسته‌ام میبینم که از ایشان چیزهای زیادی را پخش میکنند؛ حیات آقای مصباح این است، زنده بودن آقای مصباح این است.

خب جسم ایشان رفت، حیف هم بود، خیلی حیف بود، یعنی وجود ایشان واقعاً مایه‌ی برکت بود، آدم از دیدن ایشان استفاده میکرد؛ یکی از این کسانی [بود] که ما در طول عمر دیدیم از دوره‌ی جوانی‌شان، نه حالا؛ آن وقت که ایشان شاید هنوز ازدواج هم نکرده بود ــ من قبل از اینکه بیایم قم، در مشهد با ایشان آشنا شدم؛ گمان میکنم مثلاً سال ۳۶، ۳۷ بود ــ از آن وقت آدم میفهمید ایشان یک مرد متدیّن، اهل دین و اهل تقوا بودند. از جمله‌ی آن کسانی بود که «مَن یُذَکِّرُکُمُ اللهَ رُؤیَتُه»(۷) بود؛ رؤیت ایشان هم آدم را کمک میکرد، پیش میبُرد، به یاد خدا می‌انداخت. خب هر چه از آن جوانی گذشت، ایشان بهتر هم شد؛ اگرچه هر چه هست، مال همان دوره‌ی جوانی است. شما جوانها قدر این دوره را بدانید؛ آنچه آن آخرِ کار به درد آدم میخورد و گیر آدم می‌آید و برای آدم میماند، همین [چیزی] است که حالا شماها کسب کرده‌اید و دارید کسب میکنید. جوانها قدر جوانی‌شان را بدانند.

خدا ان‌شاءالله درجاتشان را عالی کند. بله، دو سال از درگذشتشان گذشت؛ دوازدهم دی بود. خداوند ان‌شاءالله درجات ایشان را عالی کند و ایشان را مشمول مغفرت و رحمت خودش قرار بدهد.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
 
 
 سوره‌ی زمر، آیه‌ی ۳۰؛ «قطعاً تو خواهى مُرد، و آنان [نیز] خواهند مُرد.»
 مؤسّسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
 و از آنان، مردان و زنان زیادی منتشر ساخت. (برگرفته از قرآن کریم؛ سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۱
 آیت‌الله محمود رجبی (رئیس فعلی مؤسّسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره))
 مَثَلی که بین مردم جاری و متداول است.
 جلسات هفتگی درس اخلاق مرحوم آیت‌الله مصباح‌یزدی (رحمه الله) سالیان متمادی در حسینیّه‌ی دفتر رهبر معظّم انقلاب در قم برگزار میشده است.
 کافی، ج ۱، ص ۳۹
۰

ویژگی های اخلاقی آیت الله اشرفی اصفهانی

 بخش خبری مهدیه آمل زندگی به سبک شهدا زندگی به سبک علمای اخلاق علمای دین

ویژگی های اخلاقی آیت الله اشرفی اصفهانی

ویژگی های اخلاقی آیت الله اشرفی اصفهانی

انسان های بزرگ، کسانی هستند که قبل از آن که کارهای بزرگی برای دیگران انجام دهند نسبت به تربیت و رشد روحی خود قدم برداشته اند. پنجمین شهید محراب، شهید بزرگوار آیت الله اشرفی اصفهانی، از جمله این انسان های خودساخته است که در تربیت و نگاه داشتن نفس خود از رذائل و زشتی ها و نیز آراستن آن به فضائل و مکارم اخلاقی موفق بوده است.

امام خمینی رضوان الله علیه در مورد این شهید والامقام می فرمایند: «مرحوم شهید بزرگوار، حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج آقا عطاء الله اشرفی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی بودن از هواهای نفسانی و ترک هوی و اطاعت امر مولی و جامعیت علم مفید و عمل صالح می شناسم.» [1]

قبل از این که به جلوه هایی از اخلاق عملی این شهید عزیز بپردازیم لازم است به دو نکته اساسی در اخلاق و تربیت دینی که در توصیف امام راحل از این شهید عزیز دیده می شود اشاره ای داشته باشیم.

تربیت نفس
شهید اشرفی اصفهانی، از آن رو الگوی سعادت و رستگاری برای همه ماست که توانسته بود نفس خود را از رذائل و آلودگی ها برهاند و آن را مصفا کرده و جلا دهد. قرآن کریم، مؤمنان را رستگاران قطعی دانسته[2] و در توضیح ویژگی خاص ایمان در رساندن انسان به سعادت، زدودن زشتی ها و پستی ها از درون خویش را به عنوان رستگاری حقیقی معرفی کرده و می فرماید: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا فَأَلهمَهَا فجُورَهَا وَ تَقْوَئهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ [3]

سوگند به نَفْس و آن کس که آن را درست کرد؛ سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‏اش را به آن الهام کرد، که هر کس آن را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد.» این مطلب، از روش و منش اخلاقی آن شهید گرانقدر کاملاً قابل لمس بود.


اطمینان و آرامش
نکته مهم دیگر در زندگی آیت الله اشرفی اصفهانی که به عنوان یک ویژگی برجسته بر همه رفتارهای ایشان سایه افکنده بود، آرامش و اطمینان روحی ایشان بود. ایشان به عنوان امام جمعه کرمانشاه و نماینده آیت الله بروجردی و سپس امام خمینی رضوان الله علیهما ضمن این که دشواری های فراوانی را در راه انقلابی خود در کرمانشاه تحمل کرد و هیچ گاه میدان مبارزه را خالی نکرد، بارها از سوی منافقین مورد سوء قصد قرار گرفت ولی بازهم با آرامش هر چه تمام تر، به راه خود ادامه داده و صحنه مبارزه را خالی نگذاشتند.

بی تردید، چنین آرامشی بیانگر انس ایشان با ذکر زبانی و عملی خدای متعال است؛ چنان که طبق فرموده قرآن کریم، یاد خدا تنها آرامش دهنده قلب هاست. [4] البته بالاتر از یاد خدا به وسیله زبان و قلب، ذکر و یاد عملی است؛ به این معنا که انسان به‌گونه‌اى به یاد خداوند متعال باشد که اگر زمینۀ معصیتى برایش فراهم شد، یاد خداوند مانع از انجام آن معصیت شود. [5]

چنین ویژگی موجب می شود، آرامش در تمام اعمال انسان نیز جاری و عیان شود؛ و شهید اشرفی اصفهانی اینچنین بود زیرا همه تلاطم های به خصوص پس از انقلاب، نتوانست ایشان را از انجام وظیفه خود دور کند.

ساده و پر تلاش
یکی از مشخصات بارز آیت الله اشرفی اصفهانی، خو کردن به زندگی بسیار ساده است که قدرت روحی و اراده او برای جهاد در راه خدا را دوچندان می نمود. ساده زیستی در منطق اسلام، منافاتی با عزت و آراستگی ظاهری ندارد بلکه عزت آفرین و زینت مؤمنان است.

اگر بخواهیم در یک جمله، ساده زیستی شهید اشرفی اصفهانی را تبیین کنیم باید بگوییم که ایشان از سعی کردند با کمترین هزینه، بیشترین بهره برداری و سودآوری دنیوی و اخروی را برای خود و دیگران محقق کنند. همان گونه که امام صادق علیه السلام در توصیف مؤمن حقیقی می فرمایند: «الْمُؤْمِنُ حَسَنُ‏ الْمَعُونَةِ خَفِیفُ الْمَئُونَة؛ [6] مؤمن، پر کار و کم هزینه است.»

برای آشنا شدن با زوایای ساده زیستی این شهید والامقام به دو نمونه از مقاومت اقتصادی و زندگی بی زرق و برق ایشان اشاره می کنیم.

بهره وری در تحصیل
ایشان بر خلاف اعتقاد برخی که کار علمی را مستلزم هزینه فراوان مادی می دانند، از ابتدای طلبگی تا رسیدن به درجات بالای علمی، با هزینه ای بسیار اندک طی کر؛د به شکلی که در خاطرات خود می فرمودند: از ابتدای شروع به تحصیل تا پایان تحصیلات سطح فقه و اصول، من حتی یک کتاب از خودم نداشتم و تمام کتاب هایی که در اختیارم بود، وقفی بودند. [7]

تربیت فرزند با وجود سختی معیشت
گاهی برخی افراد، دغدغه رفاه خانواده خود را بهانه ای برای مصرف بی رویه و سوق به سوی تجمل گرایی مطرح کرده و ادعا می کنند که اگر خودمان هم بخواهیم ساده زیست باشیم دغدغه رفاه خانواده مانع می شود.

جالب است بدانیم که سخت ترین شرایط تحصیلی شهید اشرفی اصفهانی در شهر قم در حالی طی شد که این شهید بزرگوار به همراه دو پسر خود در حجره ای در فیضیه زندگی می کردند در حالی که همسر و دخترش در زادگاهشان بودند و هر از چند گاهی برای دیدار با آنها راهی زادگاهشان می شدند.

تربیت عملی فرزندان شهید اشرفی و تقویت روحی آنان در مبارزه با مشکلات، نمونه ای شگرف از خانواده ای ساده زیست و مقاوم را پیش روی ما به تصویر می کشد.

تواضع مثال زدنی شهید محراب
وقتی فراوانی عبادت ها و اعمال صالح، ملاک برتری یک بنده خواهند بود که او از هر گونه تکبر و احساس برتری نسبت به دیگران دور کنند. در غیر این صورت، هدف عبادت که همان خشوع در محضر خدای متعال است محقق نشده بلکه عکس آن را نتیجه می دهد؛ چنان که عبادت های ابلیس نه تنها فایده ای برای او نداشت بلکه موجب خطای در محاسبه در هنگام سجده بر حضرت آدم علیه السلام، و مانع از اطاعت فرمان خدای متعال از سوی او شد.

بعد از معصومین علیهم السلام، بهترین الگوی بندگی در راه خدا امثال شهید اشرفی اصفهانی هستند که با تمام اعمال صالح و عبادت هایی که داشتند الگوی تواضع و فروتنی حقیقی بودند. ایشان هیچ گاه تظاهر به تواضع نمی کردند بلکه واقعاً در دل خود هیچ تکبر و احساس برتری بر دیگران نداشتند. اگر کسی از ایشان تعریف و تمجید می کرد ناراحت شده و اعلام نارضایتی می کردند.

بی اعتنایی به چیزهای به ظاهر مهم
خطای محاسباتی در این دنیا و باختن آخرت به دنیا و یا حتی خسران در هر دو جهان، عمده دلیل فروماندن انسان ها از دستیابی به سعادت حقیقی و در نهایت، حسرت و پشیمانی ابدی است. چه بسیار چیزهای به ظاهر مهمی که در واقع اصلاً و یا به آن اندازه که مردم به آن اهمیت می دهند اهمیتی ندارد و تنها به خاطر تکرار اشتباه های دیگران، انسان های بسیاری را به تباهی و گذران بی ثمر عمر کشانده است.

بنابراین، هر انسان عاقلی باید در امور پیرامون خود، به خوبی بیاندیشد که مبادا گرفتار اولویت های صوری و یا غفلت از مهم های به ظاهر بی اهمیت نشود. شهید اشرفی اصفهانی، به گونه ای زیست که بسیاری از اعتبارات دنیایی در نظر او هیچ ارزشی نداشت و بارها ثابت کرد که نه تنها در دوران گمنامی و فقر بلکه در دوران شهرت و رو آوردن مقام و ثروت به ایشان نیز ذره ای علاقه و وابستگی در او نفوذ نکرده است.

رهبر معظم انقلاب در توصیف ایشان می فرمایند: «تواضع او، زهد او، بی‌اعتنائی او به بسیاری از چیزهای ظاهری، از ویژگی‌های او بود؛ مرد بزرگی بود.» [8] حقیقتاً بزرگی انسان به این است که به چیزهای ناماندگاری مانند دنیا و هر آن چه در آن است اعتنایی نکند؛ بلکه دلبسته آخرت خود بوده و برای آن تلاش کند.

معنای زهد حقیقی نیز جز این نیست چنان که امام سجاد علیه السلام درباره خصوصیت زاهدان در دنیا می فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ الْعَامِلَ لِثَوَابِ الْآخِرَةِ هُوَ الزَّاهِدُ فِی عَاجِلِ زَهْرَةِ الدُّنْیَا الْآخِذُ لِلْمَوْتِ أُهْبَتَهُ‏ الْحَاثُّ عَلَى الْعَمَلِ قَبْلَ فَنَاءِ الْأَجَلِ وَ نُزُولِ مَا لَا بُدَّ مِنْ لِقَائِه؛ ‏[9] هان! کسى براى ثواب آخرت کار مى‏کند که از زرق و برق نقد دنیا دل بر کند، ساز و برگ مرگ را فراهم کند، پیش از سر آمدن مهلت و فرا رسیدن آنچه ناگزیر باید ملاقاتش کرد در عمل بکوشد.»

این شهید بزرگوار، در شرایط ناامنی و حتی در کوران ترورهای پس از انقلاب نیز، پیشنهادهای نزدیکان خود برای تهیه امکانات متناسب با شأن خود را با بی اعتنایی رد می کرد و می فرمود: »من طلبه ای بیش نیستم و شأن و مقامی ندارم و از این گونه تشریفات متنفرم.» [10] همین واقع بینی ایشان از این دنیا و زیبایی های فریبنده اش بود که موجب شد، پس از طی عمری پر برکت و نسبتاً طولانی، مزد استقامت و مجاهدت های خود را با شهادت در محراب نماز جمعه از معبود و معشوق بی همتای خویش دریافت کند.

پی نوشت
[1] صحیفه امام، ج‏17، ص: 50.
[2] سوره مؤمنون، آیه 1.
[3] سوره شمس، آیه 7-9.
[4] سوره رعد، آیه 28.
[5] مظاهری، حسین؛ سیر و سلوک، ناشر: مؤسسه فرهنگی مطالعاتی الزهراء (علیها السلام)، قم 1389 ه.ش، ص 117.
[6] کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیة) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج‏2 ؛ ص241.
[7] محمد اشرفی اصفهانی، محراب خونین باختران، تهران، سروش، 1362، ص 18.
[8] بیانات در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه‌؛ ۱۳۹۰/۰۷/۲۰.
[9] ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول - قم، چاپ: دوم، 1404 / 1363ق، ص 272.
[10] پایگاه اطلاع رسانی حوزه.

۰

اولین سالگرد عروج ملکوتی علامه ذوالفنون حسن حسن زاده آملی را گرامی می داریم.

 بخش خبری مهدیه آمل علمای دین

اولین سالگرد عروج ملکوتی علامه ذوالفنون حسن حسن زاده آملی را گرامی می داریم.

اولین سالگرد عروج ملکوتی علامه ذوالفنون حسن حسن زاده آملی را گرامی می داریم.

منبع : سایت اهل بیت دانلود مجموعه پوستر الهی نامه علامه حسن زاده آملی- (50پوستر)  (50.24 MB)

۰

بیانات رهبری انقلاب در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت آیت‌الله سیدمحمود طالقانی

 بخش خبری مهدیه آمل رهبری انقلاب علمای دین

بیانات رهبری انقلاب  در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت آیت‌الله سیدمحمود طالقانی

بیانات رهبری انقلاب  در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت آیت‌الله سیدمحمود طالقانی

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)

 

 اوّلاً از آقازاده‌ی مرحوم آقای طالقانی (رحمةالله‌علیه) و دوستان همکارشان تشکّر میکنیم که نام طالقانی و بیت طالقانی را همچنان که آن شخصیّت زندگی کرد و بود، حفظ کردند. بعضی از بیوت و وابستگان به شخصیّت‌ها، بعد از آنکه آن شخصیّت پایش از این عالم مادّی بریده میشود و بیرون میرود، نام او را حفظ میکنند لکن محتوای او را بکلّی -گاهی اوقات به ۱۸۰ درجه عکس- تغییر میدهند. شاید اگرچنانچه ایشان -که خب در بین برادرها به این مسئله همّت گماشتند- همّت نمیکردند و پا جلو نمیگذاشتند، شاید سرنوشت آقای طالقانی هم به همان سرنوشت دچار میشد؛ امّا خب الحمدلله شما توانستید چهره‌ی آقای طالقانی را حفظ کنید.

 

 آقای طالقانی، یک شخصیّت بسیار مغتنمی بود. این جهاتی که جنابعالی ذکر کردید،(۲) واقعاً در ایشان بود. خدای متعال یک قالب خوبی در ایشان متجلّی کرده بود؛ یک انسان صریح، باصفا، باصداقت. از جمله‌ی خصوصیّات آقای طالقانی، یکی صفای ایشان بود؛ آدم باصفایی بود، آدم باصداقتی بود. وقتی انسان با ایشان می‌نشست، جز یکرنگی و صفا و راستی، واقعاً انسان هیچ چیز نمیدید. ما با ایشان جلسات طولانی [داشتیم‌]؛ بنده هر وقت تهران می‌آمدم -آن‌وقتهایی که ایشان از زندان آمده بودند بیرون- منزل ایشان حتماً یک بار، دو بار میرفتم، می‌نشستیم دو ساعت با ایشان صحبت میکردیم؛ آدم لذّت میبرد از صفا و صداقت این مرد؛ این یکی از خصوصیّات ایشان بود.

 

 در عین این صفا و صداقت و راستی و درستی، مردی بود در کمال اعتماد به نفس؛ یعنی یکی از خصوصیّات ایشان، اعتماد به نفس بود؛ مطلقاً تحت تأثیر قدرتها و ظواهر و مانند اینها قرار نمیگرفت. من اوّلْ‌باری که آقای طالقانی را دیدم، یا آخر سال ۴۲ بود یا اوائل ۴۳ که ایشان در عشرت‌آباد محاکمه میشدند. رفتم من در دادگاهشان [شرکت کردم‌]؛ گفتند دادگاه عمومی است منتها صندلی محدودی گذاشتند؛ ما خیلی زود رفتیم آنجا که شرکت کنیم و الحمدلله جا پیدا کردیم، رفتیم داخل. من تا آن‌وقت آقای طالقانی را از نزدیک ندیده بودم؛ ایشان و مرحوم مهندس بازرگان و دیگران بودند -آن عدّه‌ی نهضت آزادی- که آنجا محاکمه میشدند و به نظرم آن محاکمه‌ی دوّم هم بود؛ از آن دادگاه‌های پنج قاضی که پنج نفر آن بالا با درجه و نشان و واکسیل(۳) و اینها نشسته بودند؛ آقای طالقانی هم آن جلو بی‌اعتنا نشسته بود؛ اسم ایشان را آوردند، ایشان باید بلند میشد حرف میزد، [ولی‌] ایشان اعتنایی نکرد، همان‌طور که نشسته بود و عصا هم دستش بود -آن‌وقت با اینکه سن ایشان هم زیاد نبود امّا عصا داشت؛ این عصا هم دستش بود- اصلاً اعتنایی نکرد، بلند نشد، جواب نداد؛ یعنی این‌جور بود، آن دادگاهی که جوری آن را ترتیب میدادند که آن متّهم خودش در آن به‌اصطلاح هیمنه‌ی ظاهری دادگاه هضم بشود -معمولاً این‌جور بود؛ ما هم چند بار دادگاه رفتیم، دیدیم- ایشان اصلاً و مطلقا اعتنائی نداشت. وقت تنفّس هم ما رفتیم جلو، ایشان با ما گرم، گیرا -حالا بنده آن‌وقت یک طلبه‌ای مثلاً بودم، یک طلبه‌ی جوانی؛ و شنیده بودند من چون اندکی قبلش زندان قزل‌قلعه بودم و ایشان و مهندس بازرگان شنیده بودند- [وقتی‌] بنده را معرّفی کردند، گرم گرفتند، محبّت کردند؛ به آن مقامات، بی‌اعتنا؛ به ما که یک طلبه‌ای بودیم، این‌جور گرم و گیرا و با محبّت و مانند اینها.

 

 خود ایشان میگفتند در مسجد هدایت که مال هدایتها و خاندان هدایت و مربوط به آنها بود که اینها فواتحشان را اینجا میگرفتند -در فواتح خاندان هدایت که یک خاندان قدیمی مرتبط با دربار و دستگاه بودند؛ خب ایشان هم پیش‌نماز مسجد هدایت بودند و گاهی شرکت میکردند- من رفتم؛ یکی از زنهایشان یا مردهایشان مُرده بودند و مجلس ترحیم داشتند و من هم آنجا رفتم؛ دمِ در، این امرای بلندپایه با درجه‌های سرلشکری و سپهبدی و فلان همین‌طور ایستاده بودند با لباس‌های فلان؛ از جمله، آن ارتشبد هدایت معروف آن زمان هم ایستاده بود؛ ایشان گفتند من نگاه کردم دیدم من در ردیف اینها نمیتوانم [بنشینم‌]، رفتم آن‌طرف یک جایی نشستم. ایشان میگفت بعد گذشت این قضیّه، افتادیم زندان -در همین اواخر بوده؛ به نظرم این زندانهای آخر بوده- من در حیاط زندان قصر داشتم میرفتم و قدم میزدم؛ دیدم یک نفر آمد جلوی من و [گفت‌] قربان! سلام عرض میکنم، خم شد و تعظیم کرد به من و [گفت‌] سلام عرض میکنم؛ [گفتم‌] علیکم‌السّلام، شما کی‌ هستید؟ [گفت‌] بنده هدایت؛ معرفی کرد خودش را و معلوم شد بله، ارتشبد هدایت است و حالا افتاده زندان. ایشان میگفت دیدم آن آدم با آن جاه و جلال و با آن کَرّوفَر، یک آدم کوچک حقیرِ واقعی است؛ ولی من نه در آن مجلس نه اینجا، فرقی نکرده بودم، من همین خودم بودم! این‌جور بود، با این اعتمادبه‌نفس و احساس شخصیّت.

 

 این هم ناشی از ایمان بود. ایشان واقعاً مؤمن بود. آن‌وقت همین ایشان، در مقابل امام تواضع میکردند. من تواضع ایشان را در مقابل امام دیدم، هم در غیاب امام، هم در حضور امام. در غیاب امام ایشان به بنده گفتند که آقای خمینی گاهی یک حرفهایی میزند که به نظر آدم نشدنی می‌آید، بعد می‌بینیم واقعاً شد، ایشان به یک‌جایی متّصل است! یعنی برداشت آقای طالقانی این بود -به این مضمون، حالا عین عبارت ایشان یادم نیست- میگفت از یک‌جایی به ایشان خبر میرسد، به یک‌جایی ایشان متّصل است. در حضور امام هم من دیده بودم، ایشان کمال تواضع را در مقابل امام میکردند؛ این آدمی که آن جاه و جلال آن دستگاه‌ها برایش صفر بود و هیچ نبود، در مقابل امام تواضع میکرد.

 

 شخصیّت‌های ماندگار تاریخ از این‌جور فضائل در وجودشان مستتر است؛ اینها را بایستی باز کرد، شناخت، معرفی کرد. به‌هرحال این تشکیلات شما تشکیلات خوبی است و آقای طالقانی واقعاً سزاوار و شایسته‌ی این است که از ایشان تجلیل بشود، احترام بشود؛ نگذارید نام ایشان فراموش بشود و خصوصیّات ایشان فراموش بشود و نسبت‌های واقعی ایشان با انقلاب، تبدیل بشود به نسبت‌های غیر واقعی؛ اینها را باید مانع بشوید و نگذارید. ان‌شاءالله موفّق و مؤیّد باشید.

 

 

۱) در ابتدای این دیدار -که در چارچوب دیدارهای دسته‌جمعی برگزار شد- آقایان سیّدمهدی طالقانی (فرزند آیت‌الله طالقانی) و موسی‌ حقّانی (مسئول ستاد) مطالبی بیان کردند.

۲) اشاره‌ی مسئول ستاد به این مطلب که در دیدار قبلی ستاد بزرگداشت آیت‌الله طالقانی، معظّمٌ‌له در ۱۳۸۹/۱۲/۱۹، بر مجاهد بودن و انقلابی بودن شخصیّت آیت‌الله طالقانی تأکید فرمودند.

۳) رشته‌های به‌هم‌بافته‌ای که بر شانه‌ی لباسهای رسمی نظامی می‌آویزند.

۰

امید بخش ترین آیه قرآن

 بانک تصویر بخش خبری مهدیه آمل سبک زندگی مهدویت زندگی درمکتب اهل بیت(ع) سخن نگاشت زندگی به سبک علمای اخلاق سبک زندگی اسلامی علمای دین

امید بخش ترین آیه قرآن

امید بخش ترین آیه قرآن

هر عملی انجام دهید، پیغمبر می بیند، هر نیتی که ناصری بکند، پیغمبر می بیند.
از اسرار ما مطلع می شوند . واخجلتا( چقدر خجالت داردا) چطور پیغمبر با این روسیاهی من شفیع من بشوند؟ چه بکنیم، لکن رحمه للعالمین است.....
یک نمونه از نگرانی حضرت جریان وفات این بزرگوار است. ایشان نگران امت بودند تا جایی که جبرئیل پیغام آورد که حضرت حق می فرماید: « و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد ( و از امتت خواهد آمرزید که خشنود شوی ( سوره ضحی، آیه 5) حضرت فرمودند: الان راحت شدم.

منبع:  کانال تلگرام آیت الله ناصری (‏ Naseri_ir@)

۰

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری سوم)

 بانک تصویر بخش خبری مهدیه آمل احکام نماز سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر علمای دین

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری سوم)

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری سوم)

نمازت را که درست بخوانی خداوند راه انجام خوبی ها را به تو الهام می کند

و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند و به  آنان انجام کارهای نیک را وحی کردیم
سوره انبیاء آیه 73

بیم از قیامت مومن را اهل معامله با خدا می کند

مردانی هستند که هیچ تجارت و معامله ای آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز سرگرم نمی کند. چون از روزی که در آن چشم و دل دگرگون شود بیمناکند

 سوره نور آیه 37

شیطان با شراب و قمار مانع یاد خدا و نماز خوب می شود.


شیطان می خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنی افکنده و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد

سوره مائده آیه 91

منبع:سایت گروه اینترنتی رهروان ولایت





۰

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری دوم)

 بانک تصویر بخش خبری مهدیه آمل احکام نماز سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر علمای دین

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری دوم)

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری دوم)

تلاش کنیم نمازمان را خدا قبول کند. چرا که اگر نمازمان قبول شود، بقیه اعمالمان هم قبول می شود

«اوّل ما یُحاسبُ ‏بِهِ العَبْد الصّلوة إنْ قُبْلتْ قُبِل ما سِواها»



مصداق بارز بندگی خدا و عشق بازی با او، برپاداشتن نماز است.
اِنَّنِی اَنَاالله لا اِلهَ اِلّا اَنَا فَاعبًدنِی وَاَقِم الصّلاةَلِذِکرِی


گرایش به خوبی ها و دینداری خالص از کانال نماز می گذرد

و بندگان امر نشدند مگر به اینکه خدا را خالصانه و در حالیکه دین خود را خالص کرده اند عبادت کنند و نماز بپا دارند و زکات را بپردازند  

سوره بینه آیه 5

منبع:سایت گروه اینترنتی رهروان ولایت



۰

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری اول)

 بانک تصویر بخش خبری مهدیه آمل احکام نماز سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر علمای دین

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری اول)

چگونه یک نمازخوب بخوانیم(سری اول)

منظور از اقامه نماز چیست؟

چگونه یک نمازخوب بخوانیم

اقامه نماز
اقامه به معنای پابرجایی و دوام بخشیدن و ادای حق هر چیز به تمام و کمال است.
معنای اقامه نماز:
معنای اقامه نماز عبارت است از حضور دائمی و فعال نماز و استمرار آثار و برکات آن در زندگی فردی و اجتماعی

بدان که تمام اعمالت تابع نمازت خواهند بود.

چگونه یک نمازخوب بخوانیم

حضرت علی علیه السلام در نامه حکومتی خود به محمدبن ابوبکر فرمودند:
بدان که تمام اعمالت تابع نمازت خواهند بود.

“واعْلَمْ أنَّ کُلّ شی ءٍ مِنْ عملک تبعٌ لِصَلاتِک”

خوشا به حال مومنانی که نمازشان را با خشوع می خوانند

چگونه یک نمازخوب بخوانیم

خوشا به حال مومنانی که نمازشان را با خشوع می خوانند

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ

خشوع در نماز این است که چشم خود به زیر بیاندازی وهمه توجهت به نماز باشد

منبع:سایت گروه اینترنتی رهروان ولایت